بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ
شهدا از جانشون گذشتند، نامردی بود از نانمون نگذریم...
نتیجه هر چه بشود مهم نیست، ما به تکلیف عمل کردیم...
چه چیز از این بالاتر که جلوی رهبرمون شرمنده نیستیم...
به قول یکی از بزرگان ما پشت خیمه های معاویه هستیم، ظلم است کاری کنیم که علی به مالک بگوید برگرد...
خدایا تو شاهد باش که امروز، رای ما مقاومت بود...


پ.ن:
مثل این که خیلی ها بریدند. مالک را صدا بزنید که برگرد...
خدا از سر تقصرات همه بگذره
یا علی مدد



طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: شهدا، جان، نان، رهبر،
[ شنبه 25 خرداد 1392 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
بعضی وقت ها با خودم فکر میکنم اگه من در زمان جنگ بودم چیکار میکردم. میرفتم وسط میدون یا این که کار و درس را بهونه میکردم؟!
با خودم فکر میکنم اگه میرفتم چی؟! طاقت جراحتو داشتم؟! شهادتو چی؟! اسارت؟! جانبازی؟! خدا را چه دیدی، شاید میشدم ستون پنجم . . . !!!
بعضی وقت ها با خودم فکر میکنم اگه شهدا جای الان من بودن چیکار میکردن؟! مثل من گناه میکردند؟! ادعاشون میشد؟! به دنبال کسب نتیجه بودند یا ادای تکلیف؟! با توکل کاراشون را پیش می بردن یا با وسیله؟! یا این که میرفتن سرشون را میکوبیدن تو دیوار و خودشون را راحت میکردن . . . !!!

بعد به این نتیجه میرسم که هر طور هم که عمل کنم  اصلا قابل قیاس با اون ها نیستم! آخه هنور درگیر نفس خودم هستم...

هفت شهر عشق را عطار گشت                                     ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم...



گفت ما را هفت وادی در ره است

چون گذشتی هفت وادی،درگه است

وا نیامد در جهان زین راه کس

نیست از فرسنگ آن آگاه کس

چون نیامد باز کس زین راه دور

چون دهندت آگهی ای ناصبور؟

چون شدند آن جایگه گم سر به سر

کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟

هست وادی طلب آغاز کار

وادی عشق است از آن پس ، بی کنار

پس سیم وادی است آن معرفت

پس چهارم وادی استغنا صفت

هست پنجم وادی توحید پاک

پس ششم وادی حیرت صعبناک

هفتمین وادی فقر است و فنا

بعد از این روی روش نبود تو را

در کشش افتی روش گم گرددت

گر بود یک قطره قلزم گرددت


- - - - -
خدایا، من میدانم که باید بشوم! و باید بروم تا بشوم! پس تو را به حق خون هایی که در راهت و در راه دینت ریخته شده سوگند میدهم، مرا لحظه ای به حال خودم وا مگذاری . . . !
خدایا، من را در دنیا و آخرت شرمنده پدر و مادر، شهدا و دوستان مکن . . .!!
خدایا، من که حال ندارم راه راستو پیدا کنم، پس خودت راه راست را به سمت من کج بفرما . . . !!!

- - - - -
برام دعا کنید! از خدا بخواهید منا آدم کنه ... حتی برا تنوع هم که شده ...
دیگه از شنیدن این جمله که آدم بشو نیستم حالم به هم میخوره ...

یا علی مدد



طبقه بندی: دست نوشته،
برچسب ها: شهدا، راه راست، گناه،
[ چهارشنبه 5 مهر 1391 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ رضا ]
پند

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، «حاج بخشی ؛ چهره‌ی آشنای حزب الله تهران.هر جا كه حزب الله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری می‌كند.» این وصفی است که شهید سید مرتضی آوینی ، در سال 1364 از حاج ذبیح الله بخشی کرده است. حاج بخشی ، عضو واحد تبلیغات لشکر 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه) ، پیرمردی رزمنده که تا آخر عمر پخش کردن میوه ، کمپوت و «یام یام» در میان رزمندگان خط مقدم را افتخار خود می دانست ، سرانجام به فرزندان و داماد شهید خود پیوست.
ادامه مطلب

طبقه بندی: تصاویر ارزشی، تصاویر شهدا، مکث، دفاع مقدس،
برچسب ها: حاج بخشی، شهدا،
[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ ارنستو چه گوارا ]
سلام
می خواهم خاطره ای از راهیان نور 89 بگم که خیلی جالبه:
صبح روز حرکت با بقیه بچه ها جمع شدیم توی گلستان شهدا، جمع ما دانشجویی بود و از همه دانشگاهی  آمده بودند. بچه ها تقریبا آمده بودند که خبر رسید اتوبوس ها آمدند و بچه ها با وسایل به طرف در حرکت کردند. با مشاهده اتوبوس ها حال همه گرفته شد. در حالی که به ما قول دو دستگاه اسکانیا داده بودند ، به علت کارشکنی شرکت اتوبوس رانی یک ایرانپیما و یک ولوو آورده بودند. بین بچه ها هم همه بود که زود تر بروند و تو ولوو جا بگیرند ولی چون بچه ها از قبل تقسیم شده بودند این کار عملی نشد. قرار شذ برای رفت یک گروه در ولوو بشینند و برای برگشت گروه دیگه! از شانس خوب یا بد ما ، گروه ما افتاد تو ایرانپیما!



خب، با این که خیلی از بچه ها می خواستند برگردند ولی با نصیحت مسئول اتوبوس که می گفت به خاطر شهدا تحمل کنید برگشتند. خلاصه این صندلی های راحت ایران پیما هم عجب بهانه ای داده دست مسئولین! تا ایرادی گرفته می شه میگن عوضش صندلی راحتی داره! درست ولی اتوبوس ما صندلی هاش بو می داد!
خلاصه باد غرور ما از همون اول خالی شد و چیزی تهش نموند!

روز آخر شد و طبق قرار بود که گروه ما بورند توی ولوو. ولی نه اون گروه زیر بار رفتند و نه اکثر بچه ها می خواستند که جاشونو عوض کنند آخه تازه عادت کرده بودیم و اتوبوس نو به ما نمی ساخت!
شب هنگام بازگشت اتوبوس ولوو از ما جلو زد و رفت که رفت که رفت. ما ساعت پنج صبح رسیدیم خونه. فردا ظهر کاشف به عمل آمد که اتوبوس ولوو دیشب ساعت هشت نزدیک اهواز خراب شده و بچه ها زمین گیر شدند
خلاصه اینکه باد غرور این گروه هم خالی شد اون هم اساسی!
















طبقه بندی: دفاع مقدس، دست نوشته،
برچسب ها: ولوو، ایرانپیما، اتوبوس، راهیان نور، باد، غرور، شهدا،
[ شنبه 20 فروردین 1390 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ رضا ]
امام خامنه ای: شهدای کربلا در مقابل کشتگان بدر!
در آن عهد کار به جایی رسید که نوه مقتولین جنگ بدر که به دست امیر المومنین و حمزه و بقیه سرداران اسلام به درک رفته بودند تکیه بر جای پیغمبر زد، سر جگرگوشه همان پیغمبر را در مقابل خود نهاد و با چوب خیزران به لب و دندانش زد و گفت:
لیت اشیاخی ببدر شهدوا            جزع الخزرج من وقع الاسل
یعنی کشتگان ما در جنگ بدر برخیزند و ببینند که ما با کشندگانشان چه کار کردیم! قضیه این است. این جاست که قرآن می گوید << قل سیروا فی الارض>> در سرزمین تاریخ سیر کنید و ببینید چه اتفاقی افتاده است، آن گاه خودتان را بر حذر دارید

بصیرت خودتان را بالا ببرید




طبقه بندی: عبرت های عاشورا،
برچسب ها: بصیرت، عاشورا، عبرت، بدر، شهدا، کربلا،
[ شنبه 16 بهمن 1389 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات