بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.

مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن»

مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند

ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.

بنابراین به او اجازه عبور میدهد.

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.

یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید :

من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟

.

قاچاقچی میگوید : دوچرخه!

بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند!




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: تئوری شن، قاچاق،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic