تبلیغات
بصیرت

بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ

 

دست مزن! چشم. ببستم دو دست 

راه مرو! چشم. دو پایم شکست  

حرف مزن! قطع نمودم سخن 

نطق مکن! چشم. ببستم دهن  

هیچ نفهم! این سخن عنوان نکن 

خواهش نافهمی انسان نکن  

لال شوم ، کور شوم ، کر شوم 

لیک محال است که من خر شوم!





طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: محال است خر شوم، هیچ نفهم،
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
بعضی وقت ها
بعضی حرف ها، کار ها، اشخاص
میشن استخوان در گلو
هیچ کاری نمیشه کرد
غیر از تحمل



طبقه بندی: دست نوشته، مکث،
برچسب ها: استخوان در گلو،
[ جمعه 9 فروردین 1392 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
 بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد،
یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.

حدود1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آنها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند‏ و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.

دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

«‏در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد.نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند.
هرروز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند
 یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.
هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.
با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.
واین هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.

 



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: شکنجه خاموش، امید، عزت نفس، اعتماد،
[ چهارشنبه 7 فروردین 1392 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
از یارو میپرسن روباه تخم میکنه یا بچه میگذاره؟
جواب میده:
 از این دم بریده هر چی بگویی بر میاد...





طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: دم بریده،
[ چهارشنبه 7 فروردین 1392 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ رضا ]
پند

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست؟ برای همین کار، وزیرش را مامور می کند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند، تمام تخت و تاجش را به او بدهد. وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد و عازم دیار خود می شود. در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سوال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد. چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است، تو اینکار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.

خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را (اسمشو نبر را) انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری
 



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: طمع، نجس ترین چیز،
[ دوشنبه 5 فروردین 1392 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
چند روزه خبری پخش شده که راننده مست سفارت عربستان باعث تصادف و مرگ یک ایرانی شده...
عکس هاش رو که دیدم تاسف خوردم برا مسئولای محترم... که اجازه میدن پراید هنوز شماره بشه...
حالا ملت وسعشون نمیرسه چیز دیگه ای بخرند بماند...
نکته: راننده مست با خودرو هیوندا به پشت پراید زده... شاخ به شاخی تو کار نبوده...





طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: تاسف، راننده مست سفارت عربستان، پراید، سایپا مطمئن،
[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
یه عده آدم نفهم هستن كه می فهمن كه نفهم هستن ، ولی نمی فهمن كه می فهمیم كه نفهم هستن !


طبقه بندی: مکث،
[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ ارنستو چه گوارا ]
یـک وقـت هایـی ، یـک حـرفـهایـی ، یـک آدمـهایـی را ، عجیـب از چشـمم مـی انـدازد !...



طبقه بندی: مکث،
[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ ارنستو چه گوارا ]
یه جاهایی باید از تنهاییت لذت ببری؛

تا دیگران از بازی دادنت لذت نبرن... !



طبقه بندی: مکث،
[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ ارنستو چه گوارا ]
  63% ایرانیان می گویند قابلیت های هسته ای باید توسعه یابد
تنها 10% مقصر تحریم را دولت می دانند 



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: نظر سنجی، برنامه هسته ای، دولت، تحریم،
[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ رضا ]
پند

نهایت عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: مترسک، کلاغ، مزرعه، عشق،
[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 08:39 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
اشکی که به هنگام شکست میریزیم همون عرقیه که به هنگام تلاش نریختیم!!!


طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: تلاش، عرق، شکست، اشک،
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 12:47 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
بالاترین سرعت تو دنیا ، سرعت نور نـــــــیست !سرعت رنگ عوض کردن آدماست . . .


طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: سرعت نور، رنگ عوض گردن،
[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ رضا ]
پند

مرد رفته گر آرزو داشت برای یكبار هم كه شده موقع شام با تمامی خانواده اش دور سفره كوچكشان باشد و با هم غذا بخورند .
او بیشتر وقت ها دیر به خانه میرسید و فرزندانش شامشان را خورده و همگی خوابیده بودند .
 هر شب از راه نرسیده به حمام كوچكی كه در گوشه حیاط خانه بود میرفت و خستگی و عرق كار طاقت فرسای روزانه را از تن می شست.

تنها هم سفره او همسرش بود كه در جواب چون و چرای مرد رفته گر ، خستگی و مدرسه فردای بچه ها و اینجور چیزها را بهانه می كرد
 و همین بود كه آرزوی او هنوز دست نیافتنی می نمود .

یك شب شانس آورد و یكی از ماشین های شهرداری او را تا نزدیك خانه شان رساند
او با یك جعبه شیرینی و چند تا پاكت میوه قبل از چیدن سفره شام به خانه رسید .
وقتی پدر سر سفره نشست فرزندان هر یك به بهانه ای با پدر شام نخوردند .

دلش بدجوری شكست وقتی نیمه شب با صدای غذا خوردن یواشكی بچه ها از خواب بیدار شد و گفتگوی آنها را از آشپزخانه شنید :
"چقدر امشب گشنگی كشیدیم ! بدشانسی بابا زود اومد خونه.
 با اون دستاش كه از صبح تا شب توی آشغالهای مردمه . آدم حالش بهم میخوره باهاش غذا بخوره "




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: نا سپاسی، دل شکسته، مرد رفتگر،
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ رضا ]
پند

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.

مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن»

مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند

ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.

بنابراین به او اجازه عبور میدهد.

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.

یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید :

من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟

.

قاچاقچی میگوید : دوچرخه!

بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند!




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: تئوری شن، قاچاق،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ رضا ]
پند

شكار میمون زنده بخاطر چابكی و سرعت عمل جانور بسیار مشكل است.
یكی از روشهای شكار میمون در آفریقا این است كه شكارچی به محل اقامت میمونها می رود و بدون توجه به آنها
در سوراخ كوچكی در یك سنگ بزرگ مقداری خوراكی می ریزد و دور می شود
میمونهای گرسنه و كنجكاو دستشان را به درون سوراخ می برند و خوراكیها را در مشت خود می ریزند
اما دهانه سوراخ كوچكتر از آن است كه مشت میمون از آن خارج شود.

میمون وحشت زده می شود و تقلا می كند تا خسته شود اما هرگز مشت بسته خود را باز نمی كند تا رها شود..!!!!
ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته میمون است
تقلا می كند و بی تاب می شود و روی یك مسئله قفل می شود در حالی كه چاره در رها كردن و آزادی از قید و بندهای ذهن است...
 




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: ذهن قفل شده، شکار میمون،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
 



طبقه بندی: مکث،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
اگر می خواهید خوشبخت باشید
 زندگی را به یک هدف گره بزنید
 نه به آدم ها و اشیا...




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: زندگی، هدف، خوشبختی، آدم،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ رضا ]
پند

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است.

به او گفت:

چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی؟

جواب داد که:

من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا میدهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟

 

آن مرد که از عرفای بزرگ ایران بود، می گوید:

از خودم شرم کردم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد  و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم…!




طبقه بندی: مکث،
[ سه شنبه 3 بهمن 1391 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
به نظر من آدمها دو دسته هستن :

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور و ...
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...

یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...

یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس و ...

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق ...

کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت

نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند می گذرانیم
نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر می گیرند...!



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: دسته بندی آدم ها، اعتقاد، تمسخر،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:24 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون
کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت
نه تنها کسی کمکش نمی‏ کند،
بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر.



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: جامعه مرده، قطار، سنگ،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
آیا میدونستید شاه دل تنها شاهیه که سبیل نداره !
شمشیرش هم به جای این که رو در روش باشه ، پشتش پنهان شده !







طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: شاه دل، پاسور، سبیل،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند.
حداكثر زمانی رو كه تونستند دوام بیارند 17 دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینكه حداكثر 17 دقیقه می تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند.
اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادند.بعد از اینكه زمانی رو نفس تازه كردند دوباره اونها رو به استخر انداختند.
حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟
26 ساعت !

پس از بررسی به این نتیجه رسیدند كه علت زنده بودن موش ها این بوده كه اونها امیدوار بودند
تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این همه دوام بیارند



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: امید، کمک، زنده ماندن،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
پروردگـــــــــــارا نسل هر چی خــــــــــر از دنیا منقرض کن

بلکـــــــــه بعضـــیا الگــــــــــوی بهتری واسه خودشون پیدا کنن...



طبقه بندی: مکث،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
پسـرم!
گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد و اگـر بی محلیشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی ... پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.


پسـرم!
سخت تریـن کـار عالـم محکـوم کـردن یک احمـق است. خـون خـودت را کثیـف نکـن.


پسـرم!
با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب هایش دوست دارد، دوستـی مکـن.


هـان ای پسـرم!
در پیـاده رو که راه می روی، از کنـار بـرو. ملت می خواهنـد از کنـارت رد شوند.


پسـرم!
در خیـابان که راه می روی، کیـفت را سمت جـوی آب بگیـر، زیـرا کیـف قـاپ زیـاد شده است.


پسـرم!
وقتـی در تاکسی کنـار یک خانـم می نشینـی، جمـع و جـور بنشیـن تا آن بیچـاره احسـاس ناراحتـی نکنـد.


پسـرم!
موقـع رانندگـی خـودت را جـای کسـی بگـذار که دارد از خـط عابـر پیـاده رد می شـود،پس حـق تقـدم را رعایت کن.


پسـرم!
اگـر کسانـی از سـر نادانـی به تـو خنـدیدند، تو بـرای شفایشـان گریـه کـن.


پسـرم!
در تاکسـی با تلفـن همـراه بلنـدبلنـد صحبـت نکـن.


پسـرم!
هیـچ گـاه دنبـال به کرسـی نشـاندن حـرفت مبـاش و همـه جـا سـر هـر صحبتـی را بازمکـن. بگـذار تـو را نـادان بداننـد.


پسـرم!
اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن، آدم را به حماقت می کشاند.


پسـرم!
اگر هواپیمای خطوط ایران را سوار شدی، آیت الکرسی بخوان. سه بار موقع بلند شدن و سه بار موقع نشستن.


پسـرم!
اساتیـد را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس، اگر نه، خود دانی ...


پسـرم!
در ضمن، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.


فـرزندم!
اینقدر SMS بازی نکن، با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد می کنی.


پسـرم!
راه تو را می خواند ... اما تو باور مکن.


پسـرم!
دانشگاه کسی را آدم نمی کند ... علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت.


هـان ای پسـرم!
اگر دکتر یا مهندس شدی، موقع معرفی خود، از این پیشوندها قبل از اسم خود استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود  شخصیت توست.


پسـرم!
می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.


هـان ای پسـرم!
خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان ... خواستی فرنگ بروی برو ... اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو، اگر رفتی از مملکتت ...


پسـرم!
در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شر” کن پسـرم!





طبقه بندی: طنز، مکث،
برچسب ها: وصیت نامه لقمان،
[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
باقی‌ ماندن‌ بر عمل‌ خیر از خود عمل‌ خیر،سخت‌ تر است‌! پرسیدند: چگونه‌؟ فرمود: شخصی‌ نماز می‌خواند و صدقه‌ می‌دهد! در نامة‌ عملش‌ ثواب‌ عمل‌ پنهانی‌ می‌نویسند! بعد آن‌ عمل‌ را برای‌ دیگران‌ می‌ گوید. برایش‌ ثواب‌ عمل‌ آشكار می‌نویسند. دوباره‌ آن‌ را تعریف‌ می‌كند! برایش‌ عمل‌ ریایی‌ می‌نویسند!



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: ریا، عمل خیر،
[ جمعه 9 تیر 1391 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
گاهی به لطف خداوند خود را همچون عقابی بر فراز آسمان می یابم
اما ناگاه فقط به خاطر لذت خوردن موشی
به سوی زمین خاكی شیرجه می زنم و آسمانی بودنم را به موشی می فروشم...



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: موش، عقاب، آسمانی، زمینی،
[ شنبه 3 تیر 1391 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ رضا ]
پند

به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند بی اعتنا باشید، آنها به همانجا تعلق دارند!

دقیقاً پشت سرتان!!



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: بی اعتنایی،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
آن کس که بداند و بداند که بداند                 اسب شرف از گنبد گردون  بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند                 بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند                 لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند                 در  جهل مرکب  ابدالدهر  بماند ....




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: جهل، تبن یمین، بداند و نداند،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
در پی رد و قبول عامه خود را خر مساز
چون که نبود کار عامی جز خری و خر خری
گاو را باور کنن اندر خدایی عامیان
نوح را باور ندارن از پی پیغمبری




طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: نوح، پیغمبر، گاو، خدا، عامیان،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ رضا ]
پند
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک