تبلیغات
بصیرت

بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ



طبقه بندی: اینجا ایران،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 10:58 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
بعضی چیزا وجود خارجی نداره یا کم رنگه، ولی ما به خودمون تلقین میکنیم که وجود داره! و صد البته که ممکنه تاثیرش را با چشم ببینیم... نه برای این که وجود داره، چون ما باورش داریم . . .
یادمه یه بار یه حکایتی خوندم در این باره، که یه  فراری وارد یه واگن قطار میشه که القصه سردخونه بوده. درش هم از تو باز نمیشده! یارو به دماسنج نگاه میکنه میبینه داره عدد منفی نشون میده، یقین پیدا میکنه که به همین زودی یخ میزنه!  ولی تصمیم میگیره هر حالتی که بهش دست میده را بنویسه تا وقتی جنازشو پیدا کردن، ملت بفهمن یه آدم چه طوری یخ میزنه... مثل مینوشته نیم ساعت گذشته و انگشتام تکون نمیخورن. یا یک ساعت شده و کلا هیچی حس نمیکنم... خلاصه یارو همه مشخصات را تا لحظه مرگش مینویسه... تو ایستگاه وقتی در واگن را باز میکنن یه جنازه میبینن که تقریبا نشونه های یخ زدگی را داره! ولی تعجب میکنن، آخه سرد خونه خراب بوده و کار نمیکرده! تو این فکر بودن که چی شده، که یادداشت های یارو هم پیدا میشه میبینن نوشته دما زیر صفره! . بررسی میکنن میبینن دماسنج سردخونه هم خراب بوده! ولی تلقین کار خودش را کرده بود. خلاصه یارو هیچی هیچی خودش را به کشتن داد...
- - - - - - - - - - - -
پ.ن: هر چند تلقین همشه بد نیست و خیلی جاها کمکون میکنه، ولی تو زندگی باید ببینیم چیزی که باور داریم واقعا هست؟ یا که نه تلقینی بیش نیست . . .

یا علی مدد



طبقه بندی: دست نوشته،
برچسب ها: تلقین، باور، حقیقت،
[ دوشنبه 27 شهریور 1391 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
به نظر من آدمها دو دسته هستن :

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور و ...
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...

یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...

یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس و ...

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق ...

کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت

نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند می گذرانیم
نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر می گیرند...!



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: دسته بندی آدم ها، اعتقاد، تمسخر،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:24 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون
کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت
نه تنها کسی کمکش نمی‏ کند،
بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر.



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: جامعه مرده، قطار، سنگ،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
آیا میدونستید شاه دل تنها شاهیه که سبیل نداره !
شمشیرش هم به جای این که رو در روش باشه ، پشتش پنهان شده !







طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: شاه دل، پاسور، سبیل،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ رضا ]
پند



طبقه بندی: اینجا ایران،
برچسب ها: سواد نماینده،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ رضا ]
پند



طبقه بندی: اینجا ایران،
برچسب ها: هماهنگی، ایران،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند.
حداكثر زمانی رو كه تونستند دوام بیارند 17 دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینكه حداكثر 17 دقیقه می تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند.
اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادند.بعد از اینكه زمانی رو نفس تازه كردند دوباره اونها رو به استخر انداختند.
حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟
26 ساعت !

پس از بررسی به این نتیجه رسیدند كه علت زنده بودن موش ها این بوده كه اونها امیدوار بودند
تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این همه دوام بیارند



طبقه بندی: مکث،
برچسب ها: امید، کمک، زنده ماندن،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ رضا ]
پند



طبقه بندی: اینجا ایران،
برچسب ها: اختلاف طبقاتی، پیکان، پورشه،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
روزی،گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد.گوساله ی بی فکری بود
 و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روز بعد،سگی که از آن جا می گذشت،از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت.
مدتی بعد،گوساله راهنمای گله،آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد،انسان ها هم از همین راه استفاده کردند:می آمدند و می رفتند،به راست و چپ می پیچیدند،
بالا می رفتند و پایین می آمدند،شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند.اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد،آن کوره راه،خیابانی شد.حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین،از پا می افتادند
 و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند،سه ساعته بروند،
مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود.
سال ها گذشت و آن خیابان،جاده ی اصلی یک روستا شد،و بعد شد خیابان اصلی یک شهر.
همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال،جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید
که انسان ها دوست دارند مانند کوران،راهی را که قبلا باز شده،طی کنند،و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟



طبقه بندی: اجتماعی،
برچسب ها: راه درست، راه جدید، گاو،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 03:03 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
پروردگـــــــــــارا نسل هر چی خــــــــــر از دنیا منقرض کن

بلکـــــــــه بعضـــیا الگــــــــــوی بهتری واسه خودشون پیدا کنن...



طبقه بندی: مکث،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
جالب است هواپیمای جاسوسی آمریکا با این همه سیستم رادار گریز و... شناسایی و شکار می‌شود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور می‌شود...
[روزنامه خراسان - ستون حرف مردم]


طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها: کاروان مواد مخدر، تریاک، هواپیما رادارگریز،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ رضا ]
پند



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: قهر فوتبالیست ها، تیم ملی فوتبال،
[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
پسـرم!
گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد و اگـر بی محلیشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی ... پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.


پسـرم!
سخت تریـن کـار عالـم محکـوم کـردن یک احمـق است. خـون خـودت را کثیـف نکـن.


پسـرم!
با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب هایش دوست دارد، دوستـی مکـن.


هـان ای پسـرم!
در پیـاده رو که راه می روی، از کنـار بـرو. ملت می خواهنـد از کنـارت رد شوند.


پسـرم!
در خیـابان که راه می روی، کیـفت را سمت جـوی آب بگیـر، زیـرا کیـف قـاپ زیـاد شده است.


پسـرم!
وقتـی در تاکسی کنـار یک خانـم می نشینـی، جمـع و جـور بنشیـن تا آن بیچـاره احسـاس ناراحتـی نکنـد.


پسـرم!
موقـع رانندگـی خـودت را جـای کسـی بگـذار که دارد از خـط عابـر پیـاده رد می شـود،پس حـق تقـدم را رعایت کن.


پسـرم!
اگـر کسانـی از سـر نادانـی به تـو خنـدیدند، تو بـرای شفایشـان گریـه کـن.


پسـرم!
در تاکسـی با تلفـن همـراه بلنـدبلنـد صحبـت نکـن.


پسـرم!
هیـچ گـاه دنبـال به کرسـی نشـاندن حـرفت مبـاش و همـه جـا سـر هـر صحبتـی را بازمکـن. بگـذار تـو را نـادان بداننـد.


پسـرم!
اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن، آدم را به حماقت می کشاند.


پسـرم!
اگر هواپیمای خطوط ایران را سوار شدی، آیت الکرسی بخوان. سه بار موقع بلند شدن و سه بار موقع نشستن.


پسـرم!
اساتیـد را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس، اگر نه، خود دانی ...


پسـرم!
در ضمن، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.


فـرزندم!
اینقدر SMS بازی نکن، با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد می کنی.


پسـرم!
راه تو را می خواند ... اما تو باور مکن.


پسـرم!
دانشگاه کسی را آدم نمی کند ... علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت.


هـان ای پسـرم!
اگر دکتر یا مهندس شدی، موقع معرفی خود، از این پیشوندها قبل از اسم خود استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود  شخصیت توست.


پسـرم!
می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.


هـان ای پسـرم!
خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان ... خواستی فرنگ بروی برو ... اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو، اگر رفتی از مملکتت ...


پسـرم!
در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شر” کن پسـرم!





طبقه بندی: طنز، مکث،
برچسب ها: وصیت نامه لقمان،
[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ رضا ]
پند



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: ابتکار، بیلیارد،
[ پنجشنبه 23 شهریور 1391 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
نتیجه آزمایشات بر حیوانات به سادگی به ما نشان می‌دهند که چطور محدودیت‌های ذهنی تحمیل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می‌گذارد. آزمایشات انجام شده بر کَک، فیل و دلفین مثال خوبی هستند:

کک‌ها حیوانات کوچک جالبی هستند. آنها گاز می‌گیرند و خیلی خوب می‌پرند.  
آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر یک کک را در ظرفی قرار دهیم از آن بیرون می‌پرد. پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می‌گذاریم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. کک می‌پرد و سرش به در ظرف می‌خورد و پایین می‌افتد. دوباره می‌پرد و همان اتفاق می‌افتد! این کار مدتی تکرار می‌کند. سر انجام در ظرف را بر می‌داریم و کک دوباره می‌پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدودیت فیزیکی رفع شده است ولی کک فکر می‌کند این محدودیت همچنان ادامه دارد!

فیل‌ها را می‌توان با محدودیت ذهنی کنترل کرد.
پای فیل‌های سیرک را در مواقعی که نمایش نمی‌دهند می‌بندند. بچه فیل‌ها را با طناب‌های بلند و فیل‌های بزرگ را با طناب‌های کوتاه به نظر می‌آید که باید بر عکس باشد زیرا فیل‌های پرقدرت به سادگی می‌توانند میخ طناب‌ها را از زمین بیرون بکشند ولی این کار را نمی‌کنند. علت این است که آنها در بچگی طناب‌های بلند را کشیده‌اند و سعی کرده‌اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسلیم شده دست از این کار کشیده‌اند. از آن پس آنها تا انتهای طناب می‌روند و می‌ایستند آنها این محدودیت را پذیرفته‌اند.

دکتر ادن رایل یک فیلم آموزشی در مورد محدودیت‌های تحمیلی تهیه کرده است. 
نام این فیلم "می توانید بر خود غلبه کنید" است. در این فیلم یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب قرار می‌گیرد.
نوعی ماهی که غذای مورد علاقه دلفین است نیز در تانک ریخته می‌شود. دلفین به سرعت ماهی‌ها را می‌خورد. دلفین که گرسنه می‌شود تعدادی ماهی دیگر داخل تانک قرار می‌گیرند ولی این بار در ظروف شیشه‌ای. دلفین به سمت آنها می‌آید ولی هر بار پس از برخورد با محافظ شیشه‌ای به عقب رانده می‌شود پس از مدتی دلفین از حمله دست می‌کشد و وجود ماهی‌ها را ندیده می‌گیرد. محافظ شیشه‌ای برداشته می‌شود و ماهی‌ها در داخل تانک به حرکت در می‌آیند. آیا می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد؟ دلفین از گرسنگی می‌میرد غذای مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است او را از گرسنگی می‌کشد.

از آنجا که نحوه عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است
ما می‌توانیم از این آزمایشات بفهمیم که ما هم محدودیت‌هایی را می‌پذیریم که واقعی نیستند.
به ما می‌گویند یا ما به خود می‌گوییم نمی‌توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می‌شود. محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند و به همان محکمی!
باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که "چه مقدار از آنچه ما واقعیت می‌پنداریم، واقعیت نیست بلکه پذیرش ماست؟!"



طبقه بندی: اجتماعی،
[ چهارشنبه 22 شهریور 1391 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
ما بچه بودیم یه بازی بیخود بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت»

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !



طبقه بندی: طنز،
[ چهارشنبه 22 شهریور 1391 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ رضا ]
پند
سلام
به لطف خدا حدودا 20 روز زودتر از اون چه که فکرش را میکردم، برنامه کاریم تموم شد و الحمد الله نتایج خوبی هم داشت. همانطور گه از قبل هم برنامه ریزی کرده بودم، باید خودم را برای دست یابی به هدفی مهم تر آماده کنم.
حدود یک هفته طول میکشه تا هم کارام را سر و سامون بدم، هم حالم درست و حسابی جا بیاد. بعدش ان شا الله سعی میکنم وبلاگ را دائما به روز کنم. این بار سعی میکنم خودمونی تر و صریح تر پست بدم.
هم داش اسماعیل با حمایت های معنویش هم داش مهدی با قبول مسئولیت به جای من ( البته میدونم هنوز داغه ) باعث شدند تا من این مدت را با خیال راحت بگذرونم. ان شا الله جبران میکنم ( البته فعلا با یه پیتزا )
-----------------------------
خدایا، خودت گفتی که : لیس للانسان الا ما سعی، من حرکت کردم، برکت را نیز تو عطا کن!
....
یا علی مدد





طبقه بندی: دست نوشته،
[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک