بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ

این كتاب كه سر و صداى زیادى در جهان آن روز بپا كرد، به هرتسل فهماند كه این پیشنهاد موافقان زیادى دارد و لذا فورا به تركیه مسافرت كرده و از سلطان عبدالحمید درخواست كرد كه در مقابل دریافت مبالغ زیادى، به یهود اجازه بدهد تا وارد فلسطین شوند. ولى چون سلطان عبدالحمید، این پیشنهاد را رد نمود، هرتسل به بریتانیا متوسل شد و بالاخره بریتانیا را راضى كرد كه صحراى سینا را بدهد ...

 

 

 



اسرائیل چگونه به وجود آمد؟

در اوائل این قرن، (بریتانیا) بزرگترین دولت استعمارگر را تشكیل مى‏داد، براى جلوگیرى از نفوذ روزافزون (آلمان) كه با سرعتى چون برق سراسر دنیا را فرا مى‏گرفت سعى كرد تا سدّى از انسانها در برابر آلمان بسازد، در این زمینه ارتباط هائى با هریك از كشورهاى جهان مانند: هلند، بلژیك، اسپانیا، پرتقال و ایتالیا به عمل آورد و در سال1907 كنفرانسى از بزرگترین سیاستمداران این كشورها تشكیل داد.

در پایان این كنفرانس كه بیش از یك هفته طول كشید چنین اعلام شد: بزرگترین خطرى كه ممكن است متوجه غرب شود بیرون رفتن سواحل دریاى مدیترانه از دست بریتانیا مى‏باشد.

چون این دریا كه حلقه اتصال بین شرق و غرب را تشكیل مى‏دهد در دست مسلمانان است و مسلمانان یك ملّت واحدى هستند و داراى زمینهاى وسیع و منابع سرشارى مى‏باشند و احتمال مى‏رود كه این ملّت بزرگ یك باره بپا خواسته و از قید اسارت، خویش را آزاد كرده، لذا به كشورهاى بزرگ توصیه مى‏شود كه این ملّت واحد را متلاشى كرده و از اتّحاد و بیدارى آنها جلوگیرى كنند و در مرحله اوّل بایـد آفریـقا را از آسیا جـدا و منفصل كرد و هرگونـه اتحادى را بین این دو قاره از بین برد(1).

این نخستین عاملى بود كه دولتهاى استعمارى را به فكر ایجاد یك دولت كاملاً اختلافى، آن هم در كنار دریاى مدیترانه انداخت، ولى تنها این را نمى‏توان دلیل وجود اسرائیل دانست، زیرا یك عامل دیگرى هم در این امر سهیم بود و آن عامل دین بود.

ریشه‏هاى این عامل را در سه هزار سال پیش باید جستجو كرد، یهود سالى كه از فلسطین خارج شدند یعنى درست، سه هزار سال پیش بر فراق فلسطین گریه و زارى كردند، (حائط مبكى) یا دیوارِ نُدبه و گریه شاهد زنده براین گفتار است، این دیوار كه در شهر بیت‏المقدّس است، ناظر گریه و زارى‏هاى زیادى بوده، كه آخرین آنها، گریه‏هاى شوقى بود كه از نخست وزیر، علما و سران یهود پس از شكست مسلمانان، پاى آن شنیده شد(2).

البته به قول بزرگترین تاریخ دادن عربى آقاى (فلیب حتى) در تاریخ نامى از دولت اسرائیل برده نشده است(3).

ولى (بن گوریون)(4) مى‏گوید: لازم نیست كه نام اسرائیل در تاریخ درج شده باشد، همین قدر كافى است كه ما این دولت را از هزارها سال پیش در قلبهاى خود بنا كرده‏ایم ما نام اسرائیل را از عصر یسوعا براین شهر نهادیم و در تاریخ هم اسم آن موجود است و آن بلاد (یهوذا) است.

هنگامى كه ما ازاین شهر بسیار كوچك خارج شدیم، آن را در اعماق قلبهایمان حمل كردیم و تا به حال نام هریك از كوه‏ها، درّه‏ها و شهرهاى آن را در ذهن داریم(5).

در سال 117 (باركوخیا) بنى اسرائیل را جمع كرد و آنها را براى تأسیس دولتى در فلسطین دعوت كرده ولى شكست خورد و این آرزو را به گور برد.

پس از این، حركات مسلحانه براى تأسیس دولتى در این منطقه بسیار واقع شده ولى هیچ یك پیروز نگشته، تا آن كه در سال1897 در شهر بال واقع در سوئیس كنفرانسى به ریاست (تیو دور هرتسل) تشكیل شده تا اولین گامها را براى ایجاد آن دولت بردارند.

هرتسل در سال1895 كتابى به نام (دولت یهود) به رشتهٴ تحریر در آورد و در آن از یهود خواسته بود كه دولتى در فلسطین یا آرژانتین تأسیس كنند(6).

این كتاب كه سر و صداى زیادى در جهان آن روز بپا كرد، به هرتسل فهماند كه این پیشنهاد موافقان زیادى دارد و لذا فورا به تركیه مسافرت كرده و از سلطان عبدالحمید درخواست كرد كه در مقابل دریافت مبالغ زیادى، به یهود اجازه بدهد تا وارد فلسطین شوند(7). ولى چون سلطان عبدالحمید، این پیشنهاد را رد نمود، هرتسل به بریتانیا متوسل شد و بالاخره بریتانیا را راضى كرد كه صحراى سینا را بدهد، چند مهندس یهودى با همكارى مهندسین انگلیسى براى كاوش به صحراى سینا رهسپار مصر شدند ولى چون زمینهاى صحراى سینا شن زار بود از آن صرف نظر كرده و براى استعمار فلسطین، نقشه‏هاى جدیدى ریختند.

درست در همین روزها بود كه جنگ جهانى اوّل شروع شد (1914م) و نگرانى عجیبى، جهان و به خصوص یهود را فرا گرفته بود.

این جنگ كه نسبت به بریتانیا بسیار وحشتناك به نظر مى‏رسید، یك نوید بسیار درخشنده‏اى براى یهود بود و در همان وقت كه رهبران انگلیسى از ترس، خواب نمى‏رفتند، یهود، در كمال آرامش و خوشحالى بسر مى‏بردند، زیرا بریتانیا سعى مى‏كرد آمریكا را داخل جنگ كند و از این راه جبهه خود را تقویت نماید ولى چون سیاست آمریكا بدست یهود بود، احتیاج شدیدى به آنها پیدا كرد.

یهود كه براى یك چنین روزى دقیقه شمارى مىكردند، فرصت را غنیمت شمرده و متعهد شدند كه در مقابل آن كه بریتانیا دولتى براى یهود در فلسطین تشكیل دهد، آمریكا را به هر طورى كه شده داخل جنگ كنند.

(جیرالدكى اسمیت) مى‏گوید: بدون شك یگانه كسى كه توانست آمریكا را وارد جنگ كند، صهیونیست بود، نقشه این دسیسه بزرگ را در یك خانه بسیار كوچك واقع در حومه شهر لندن بدست آقاى (جیمس مالكولم) كشیده شد و سرانجام به پیروزى رسید(8).

و با این عمل بزرگترین پیروزى را در درجه اوّل نصیب یهود و در درجه دوّم نصیب بریتانا كرد.

(جیمس مالكولم) در خاطرات خود مى‏نویسد: در موضوع وارد شدن آمریكا در جنگ اوّل، من نقش مهمّى را دارا بودم و با سفرهاى متعدد خود به آمریكا، فرانسه و بقیه شهرهاى اروپائى و نشر مقالات مفصلى در مجله تایمز لندن و روزنامه‏هاى آمریكا توانستم نظر رهبران این كشورها را به یهود جلب كنم.

و از طرف دیگر مذاكرات بسیار وسیعى با رؤساى یهود در آمریكا و رهبران سیاسى آن كشور به عمل آورده و سرانجام در بهار سال1917م آمریكا را وارد جنگ كردم(9)در این وقت آقاى (حاییم وایزمن) رهبر صهیونیستها با آقایان (روتشیلدبر، لوید جورج، وینستون چرچیل و بلفور) فشار آوردند كه فورا تصویب نامه‏اى براى حكومت یهود در فلسطین، صادر كنند. بریتانیا هم كه قبلا یك چنین وعده‏اى به آنها داده بود، وزارت جنگ را موظف كرد كه صورت این عهدنامه را طورى بنویسد كه یهود را راضى كرده و عواطف و احساسات عرب را تحریك نكند.

باز مالكولم مى‏نویسد: قبل از آن كه پیش نویسى نوشته و عهدنامه‏اى مطرح شود من با مارشال (حداد پاشا) نماینده (شریف حسین) امیر حجاز ملاقات كرده و موضوع را چنین شرح دادم: مى‏دانید كه اگر آمریكا وارد جنگ نشود براى شما و ما بسیار زیان‏آور تمام خواهد شد و چون رؤساى یهود و صهیونیستها حاضر شده‏اند در مقابل آنكه بریتانیا تصویب‏نامه‏اى مبنى بر آن كه یهود بر جزئى از فلسطین حكومت داشته باشند، آمریكا را به حومه جنگ بكشند....

بنا بر این از شما خواهش مى‏شود كه در این باره از هرگونه تحریك عواطف و احساسات مردم جلوگیرى كنید.

البته من چندین بار هم با (لورنس) ملاقات كردم، او نیز موافقت خود را با این نقشه اعلام نمود. در این وقت بریتانیا از دكتر (وایزمن) كه سمت رهبرى صهیونیستها را داشت خواهش كرد كه تصویب نامه‏اى را او بنویسد.

(وایزمن) تصویب نامه را از زبان بلفور وزیر امور خارجه خطاب به روچیلد یهودى چنین نوشت:

عزیزم آقاى روچیلد:

حكومت بریتانیا به نظر عطف به ایجاد میهن براى یهود در فلسطین مى‏نگرد و براى تسهیل آن منتهاى كوشش خود را مبذول خواهدداشت ولى نباید حقوق مدنى، سیاسى و دینى طوائف غیر یهودى مهدور شود، چنانچه حقوق سیاسى و پستهاى برجسته‏اى كه یهود در بقیه بلاد در دست دارند نباید از دست آنها گرفته شود.

سپس آن را به قاضى (براندیس) در واشنگتن تلگراف كرده تا موافقت (ویلسن) را بگیرد. و پس از آن كه ویلسن بر آن موافقت كرد (آرثر جیمس بلفور) كه وزیر خارجه بریتانیا بود، آن را به امضاء رسانده و بدست روچیلد یهودى ثروتمندترین مرد آن روز جهان داد.

این عهدنامه در روز2 نوامبر1917 م، یعنى درست یكسال پیش از سقوط خلافت اسلامى و احتلال فلسطین از طرف انگلیس، به امضاء رسید. ولى مسلمانان پس از احتلال در سال1918م از آن با خبر شدند(10).

در سال1920 دولت بریتانیا اعلام كرد از این به بعد حكومت نظامى فلسطین به حكومت مدنى مبدّل خواهد شد.

یهود كه منتظر یك چنین روزى بودند، فورا تصویب نامه‏اى را به امضاء سران كنفرانس حلفاء (متفقین) كه در (سان ریمو) به تاریخ25 نوامبر1920 م، منعقد شده بود در آورده كه در آن چنین آمده بود: باید فلسطین را در یك موقعیّت ادارى و سیاسى قرار داد كه یهود براى تأسیس میهن ناسیونالیسم خود تمام آزادى را داشته باشد و حكومت انتداب، هجرت به فلسطین را تقویت بنماید و براى این موضوع توصیه مى‏شود كه كابینه‏اى براى رسیدگى به امور یهود مهاجر تأسیس شود تا هم ناظر عملیات هجرت باشد و هم مهاجرین را مسكن و كار بدهد و امتیازات شركتها را اولاً به یهود بدهند تا براى تأسیس چنین میهنى بتوانند به نحو احسن كوشش كنند.

این تصویب نامه را سازمان ملل متحد كه خود دست نشانده یهود بود(11)، در سال1922 تصویبب كرد و فورا بریتانیا آقاى (هربرت صموئیل) یهودى را بعنوان نماینده سامى بریتانیا به فلسطین اعزام داشت.

صموئیل كه مدّت پنجاه سال در فلسطین بود تعداد ششصد هزار یهودى مهاجر را در این منطقه سكونت داد و پستهاى مهم را به آنها واگذار كرد و هرچه زمین بود، با سرنیزه از عربها خریدارى كرده بدست یهود داد و امتیاز تجارت خارجى را منحصرا به یهود داد حمل سلاح را بر عربها ممنوع كرد، در صورتى كه تسهیلات فراوانى براى خـریدارى اسلـحه نسبت به یـهود مبذول داشت(12).

فورد مى‏گوید: اگر جهان مى‏دانست، یا به او اجازه مى‏دادند كه مردم دنیا بدانند چگونه یهودیان زمینهاى فلسطین را از دست عربها بیرون آوردند، چنان نفرت و بى‏زارى نسبت به یهود در دل آنها ایجاد مى‏شد كه هرگز از یاد نمى‏رفت و بدون شبهه تمام كارها با معرفى (صموئیل) نماینده بریتانیا انجام مى‏گرفت، ولى مگر ممكن بود كسى از این واقعه‏ها و دزدیها و آدم‏كشیها صحبتى به زبان آورد؟

حتّى یكى ازكارمندان دولت بریتانیا وقتى خواست به دولت خود گزارشى راجع به زمین دزدى یهود بدهد، فورا از وظیفه خود بركنار شد(13).

از شروع جنگ جهانى اوّل همه فهمیدند كه چه كاسه‏اى زیر نیم‏كاسه مخفى است و لذا (شریف حسین) امیر مكّه نامه‏اى در14/ژوئیه/1915 به رهبران بریتانیا نوشته و از آنها درخواست كرد كه مرزهاى كشورهاى عربى را تعیین كنند، در این زمینه نامه‏هائى رد و بدل شده و سرانجام بریتانیا به شریف حسین اطمینان داد كه فلسطین جزو كشورهاى عربى و مرزهاى آن محفوظ خواهد بود(14).

ولى آیا بریتانیا به وعده خود وفا كرد؟

آقاى عبدالله التل مى‏نویسد: قوانین بریتانیا در زمان انتداب، تمام درها را به روى مهاجرت یهود به فلسطین گشوده بود، بطورى كه آقایان یهودى پیش از آن كه از شهرهاى خود در آلمان و پولندا و آمریكا خارج شوند به آنها گذرنامه فلسطینى داده مى‏شد! در صورتى كه عربهائى كه از شرق اردن و سوریه به فلسطین آمده بودند و سالهاى درازى در آنجا سكونت داشتند اجنبى محسوب مى‏شدند!

و از طرف دیگر تمام قواى بریتانیا براى حمایت از یهود در تحت اختیار آنها بود! و براى سركوب و جلوگیرى از هرگونه شورشى از طرف عربها پایگاه نظامى و قدرتى در شرق اردن به وجود آورد تا آن كه دولت اسرائیل بدون هیچ دغدغه و دردسرى تشكیل شود(15)!

تا اینجا بریتانیا نقش خود را خوب بازى كرد و از این به بعد مى‏بایستى آمریكا وارد كار بشود و سرانجام اسرائیل بدست او تأسیس گردید و این افتخار بزرگ نصیب او گشت.

نویسنده معروف انگلیسى (دوجلاس رید) مى‏نویسد: در اواخر جنگ جهانى دوّم (ترومان) رئیس جمهورى اسبق آمریكا در خواست كرد كه تعداد100000 یهودى به فلسطین مهاجرت نمایند، فلسطین را بین یهود و مسلمانان تقسیم كنند، با آن كه همین آقاى ترومان در سال1947 در پارلمان آمریكا اعلام كرده بود كه آمریكا هرگز راضى نیست كه سرنوشت ملّتى بدون رضایت آن تعیین گردد. به هر جهت هر آنچه آقاى مارشال وكیل وزارت امور خارجه خواست خطرهاى تقسیم شده را به آقاى ترومان گوشزد كند و او را از این كار منصرف سازد فایده نبخشید و پیش از آن كه قواى نظامى بریتانیا از فلسطین خارج شوند یعنى در14/ مى/1948 دولت آمریكا به اسرائیل اعتراف كرد.

این اعتراف حتّى نسبت به نماینده آمریكا در سازمان ملل متحد غیر منتظره و ناگهانى بود.

در اثر این اعتراف ناگهانى جنگ خونینى میان عربها واسرائیل شروع شده و مارشال استعفا داد.

در همین زمان سازمان ملل متحد تشكیل جلسه داد و براى رفع اختلافات اعراب و اسرائیل و پایان دادن به جنگ در آن منطقه قطع نامهٴ تقسیم را صادر كرد. به موجب این قطع‏نامه، مقرّر شد، صحراى (نقب) در اختیار یهود و (جلیل) دست عربها باشد. سازمان ملل براى اجراى این قطع‏نامه، آقاى (كونت برنادوت) را به فلسطین اعزام كرد و چون عربها حاضر نشدند صحراى نقب را به یهود واگذار كنند برنادوت پیشنهاد كرد، كه اگر عربها راضى نیستند، نقب را به یهود بدهند، بر یهود لازم است كه (جلیل) را گرفته و از نقب صرف نظر كنند، در اثر این پیشنهاد یهود آقاى برنادوت را بدون هیچ‏گونه مقدمه‏اى كشتند و با آن كه برنادوت نماینده سازمان ملل بود قاتل او آزاد شد و در عوض نیویورك از رئیس عصابهٴ (اشترن) (قاتل برنادوت) استقبال شایانى بعمل آورد. و عجیب آن كه هركس از شخصیّتهاى آمریكا با قرارداد تقسیم مخالفت مى‏كرد، فورا كشته مى‏شد و یا از منصبش بركنار مى‏شد، مثلاً (جیمس فرستال) كه یكى از مخالفان قرارداد تقسیم بود وكیل وزارت جنگ بود اوّل او را از منصبش بركنار نمود، در اثر فشارهاى گوناگون یهود خودكشى كرد(16).

این را هم به تاریخ باید اضافه كرد كه سران لشكرهاى عربى در آن جنگ خیانت كردند و در عوض آن كه زمینهاى فلسطین را از یهود بگیرند، زمینهاى زیادى را هم به آنها دادند و در نتیجه، جنگ به نفع یهود تمام شد. مثلاً اگر جنگ نمى‏شد یهود فقط بر3/5 میلیون دونم سیطره داشتند و حال آن كه پس از جنگ، زمینهاى اسرائیل به (27.027.023) دونم رسید(17).

و آوارگان این جنگ1000000 انسان بودند!

و تمام اموال و دارائى كه از مسلمانان گرفتند بیش از 95.000.000.000 ریال در سال منافع او بوده است(18)!

اسرائیل پس از جنگ تعداد202 قریه را تغییر داد و بیش از200 مسجد را خراب كرد و اكثر مقابر را نبش نمود و حتّى سنگهاى روى آنها را دزدیده و به یهود فروخت(19).

ناگفته نماند كه پس از قیام اسرائیل نخستین كشورهائى كه آن را به رسمیّت شناختند، آمریكا و انگلیس، سپس شوروى سابق و رفقاى آن بودند!

و به گفته علوبه: شوروى سابق و آمریكا در هیچ موضوعى اتفاق نكردند جز در به رسمیّت شناختن اسرائیل(20)!

بنا بر این اگر سؤال شود: (اسرائیل چگونه به وجود آمد)؟

در جواب باید گفت: (با نیرنگ آمریكا و بریتانیا و غفلت مسلمانان و تلاش یهود)!

 

آوارگان

در این عصر... عصر نور و خورشید، عصرى كه انسان یك پا را در ماه و دیگرى را در زهره گذاشته و امید دارد كه خورشید را هم در بغل بگیرد و عصرى كه مشعلهاى آزادى را بر سر چهار راه‏ها و معابر نصب كرده و به قول خود واضع (حقوق انسان) است، شاید این بزرگترین جنایتى است كه تاریخ در ادوار مختلف به خود مى‏بیند، كه یك مشت افراد بى‏هویت و مجهول، یك ملّت با فرهنگ را كه پایه‏هاى تمدّنش در اعماق قرون فرو رفته است از خانه و آشیانه‏اش آواره كند، دنیا هم با دستى مشعل آزادى را بلند نموده و با دست دیگرى از جنایات آنها (یهود) دفاع مى‏كند!

خوب است تاریخ نویسان به اینجا كه مى‏رسند، چند صفحه را با رنگ سیاه و غلیظى پر كنند و بگذرند، زیرا این لكه ننگ و عار هرگز پاك نخواهد شد و این جنایت، جنایت همه ما انسانهاى این عصر و زمان است.

و شاید انسانهاى آینده بر ما و افكار ما لبخند بزنند و با یك دنیا دهشت بگویند: چگونه آنها بخود اجازه دادند كه آن عصر را عصر نور بخوانند در صورتى كه ظلمات قلبهایشان را از هر طرف سخت احاطه كرده است؟

چگونه آن عصر را عصر نور گفتند و حال آن كه یك میلیون انسان را آواره كرده‏اند و در یك صحراى بى‏آب و علف جاى داده و دور آنها را حصار كشیده و نام عصر و زمان خود را هم عصر نور گذاشته‏اند! چنین عصرى عصر ننگ است نه عصر نور.

(بلفور) كه واضع اساس اسرائیل به شمار مى‏رفت چنین تصریح مى‏كرد: (نباید حقوق مدنى و سیاسى ودینى طوائف غیر یهودى مهدور شود)، امّا یهود چنین خواستند كه عربها از این به بعد باید خیمه‏هاى خود را برچیده و از همان راهى كه آمده بودند به محل خود باز گردند(21). و براى این خواسته خود بیش از1000000 انسان را آواره كردند، آوارگانى كه تا به امروز سرگردان بیابانها هستند و هزارها نفر آنها در اثر بى‏غذائى نابود شده‏اند. و این براى نخستین بار در تاریخ بود كه عده‏اى بعنوان (آوارگان) به وجود آمدند(22).

هم‏اكنون به آمارى كه مؤسسه پناهندگان بین‏المللى در سال1960 تهیه نموده نظر خوانندگان عزیز را جلب مى‏نمائیم.

عجیب آن كه در مدّت4 سال یعنى از سال1948 تا سال1952 سازمان ملل متحد5 نوبت با تصویب قطع‏نامه‏اى بازگشت پناهندگان را تأیید نمود و بازگشت آنها را حقّ شرعى و قانونى دانست، ولى اسرائیل در هر5 نوبت با آن مخالفت كرد و سازمان ملل هم عملاً به وعده خود وفا نكرد.

در این ماجراى اسف‏انگیز سازمان ملل (نیروى صلح) تشكیل نداد و هم‏پیمانان مسلمان هم كوچكترین كمك اساسى را به اعراب نكردند بلكه دولتهاى بزرگ هم كه داعیه رهبرى جهان آزاد را دارند، هیچگونه پشتیبانى را از مردم مظلوم تجاوز شده فلسطین و هم‏چنین توده‏هاى زجر دیده پناهنده ننمودند.

آمار نشان مى‏دهد كه تعداد 1.120.919 نفر پناهده تا سال1960م، از مؤسسه پناهندگان بین‏المللى چنین بهره‏مند مى‏شدند(23) تغذیه42.1٪ .

تعلیم 24.8٪ .

امور اجتماعى 2.2٪ .

امور بهداشتى 7.5٪ .

محلهاى اسكان 2.2٪ .

اینها آمار پیش از تجاوز (1967م) اسرائیل است فقط: 1.120.919 پناهنده و آواره!

اى دنیا آیا مى‏شنوى؟ آیا تأیید مى‏كنى؟

و آیا وقت بیدارى هنوز نرسیده است؟!



تعداد اهل منطقه
آنهائیكه اصلاً به آنها خدمتى نمى‏شود
‏آنهائیكه فقط به آنها خدمت مى‏شود
آنهائیكه از همه خدمات بهره‏مند مى‏شوند
تعداد پناهندگانیكه‏ ‏نام نویسى شده‏اند
نام منطقه

108.778
127.786
12.708
230.048
255.542
غزه

1.077.736
37.587
140.229
435.917
613.773
اردن

1.636.800
14.115
17.087
105.359
136.561
لبنان

4.445.957
8.604
11.577
94.501
115.043
سوریه

7.269.721
72.453
181.601
865.836
1.120.919
مجموع

 

 

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: فتنه یهود،
برچسب ها: یهود، صهیونیست، قوم یهود، اسرائیل، فلسطین، انگلیس،
[ شنبه 10 دی 1390 ] [ 03:29 ق.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات