بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ

گوستاولوبون فرانسوى مى‏گوید: اگر ما بخواهیم صفات یهود را در چند كلمه خلاصه كنیم، باید بگوئیم: یهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و همیشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترین مردم روى زمین زندگى مى‏كنند

 

 

 

کتاب ارزشمند دنیا بازیچه یهود نوشته مرحوم آیه الله العظمی شیرازی (قدس سره) نابغه قرن در تالیف که بیش از 1160 کتاب به رشته تحریر درآورده, از چهل سال قبل تاکنون چندین مرتبه به زیر طبع آراسته گردیده و در هر نوبت مورد استقبال چشم گیر جامعه اسلامی قرار گرفته است.

تاریخ ملت یهود تاریخى پرفراز و نشیب است كه همواره با مكر و حیله و زر اندوزى و بهانه ‏جوئى از پیامبران الهى همراه میباشد.
امروزه نیز نام یهود با حركت جهانى صهیونیست پیوند خورده ، حركتى كه باعث بوجود آمدن دولت غاصب و ستمگر اسرائیل شد و از ابتداى تشكیل، این دولت تا كنون دست به قتل و غارت بیگناهان زده و با قلدرى بر قسمتى از بهترین سرزمینهاى اسلامى حاكم گشته و رؤیاى حاكمیت بر جهان را از طریق زر و زور و تزویر در سر میپروراند.
اعمال ضد اسلامى و انسانى آنها در طول تاریخ و از ابتداى پیدایش اسلام تا كنون بركسى پوشیده نیست ضمن اینكه آنها نیز دشمنى خود با مسلمین را پنهان نمیكنند.
در كتاب دنیا بازیچه یهود مؤلف به برخى از اعتقادات و برنامه ‏هاى ایشان اشاره نموده و خواننده میتواند در مجموع اطلاعات ذیقیمتى را در این زمینه بدست آورده، به برخى اعمال و جرائم وحشیانه آنها پى ببرد.

 

یعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائیل (بنده خدا) مى‏گویند دوازده فرزند داشت كه چهارمین فرزند او (یهوذا) بود.
 
یهوذا و برادرانش با پدر خود یعقوب، در كنعان (فلسطین) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهور حضرت یوسف كه یهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از میلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.
 
آن روزها مصر مملكت پر جمعیّت و با ثروتى بود و هركس بر آن حكومت مى‏كرد، چنان بود كه بر جهان حكومت مى‏كند.
 
هنگامى كه برادران یوسف وارد این سرزمین شدند حضرت یوسف پادشاه آن بود، از این جهت آنها زندگى بسیار با شكوهى بهم زدند. و كم‏كم تعدادشان از هزار تجاوز كرده و قبائل متعددى را تشكیل دادند.
 
این قبیله‏ها سالهاى درازى را در أمن و أمان بسر بردند، تا آنكه زمان (فرعون) فرا رسید و چون میان او و قبیله‏هاى بنى اسرائیل دشمنى هائى از گذشته بود، آنها را ذلیل كرده و به گفته قرآن (مردهایشان را كشته و زنانشان را به اسیرى برد)(1).
 
پیش از آنكه حضرت موسى(ع) به پیامبرى مبعوث گردد، بنى اسرائیل سخت‏ترین روزهاى خود را زیر شكنجه‏هاى طاقت فرسا و فشارهاى گوناگون فرعون بسر مى‏بردند.
 
ولى چون موسى(ع) در حوالى سال1213 قبل از میلاد مبعوث شد، روحهاى پژمرده آنها را جوان كرده و به جانهاى دربند شده آزادى بخشید.
 
امّا این پیامبر بزرگ، در برابر این خدمات از آن‏ها چه دید و آنها چه پاداشى باو دادند؟
 
براى مثال یكى از آن پاداشهاى ننگین را تاریخ چنین مى‏نویسد: شبانگاه حضرت موسى(ع) باتفاق بنى اسرائیل، مصر را مخفیانه ترك گفتند و به رود نیل رسیدند، موسى(ع) با عصاى خود آب‏ها را فرمان داد تا اینكه در میان رود راهى نمایان شد.
 
موسى(ع) أمر كرد تا همگى آن راه را در پیش گرفته و از نیل عبور كنند ولى آنها یك صدا گفتند: ما از دوازده قبیله‏ایم و هر قبیله‏اى عادات و رسوم خاص خود را دارد، بایداین راه به دوازده قسمت تقسیم شود یعنى براى هریك از قبائل یك راه و یك مسیر خصوصى باشد، تا فرمانت را اجرا كنیم.
 
موسى(ع) به دریا ندا داد: تا دوازده مسیر باز كند و به فرمان خداوند چنین شد.
 
ولى آنها یك قدم بجلو نرفتند و عذرشان این بود:
 
ممكن است كه در میان راه ما را با یكدیگر احتیاجى افتد، پس دریا را بگو تا چون پنجره‏ها سوراخ‏هائى در میان دیوارهاى آب باز كند، تا هر قبیله‏اى بتواند قبائل دیگر را ببیند و با آنها گفتگو كند، و چنین شد.
 
ولى باز هم برجاى خود ایستاده حركت نكرده و فریاد زدند:
 
پاهاى ما برهنه است و زمین دریا رطوبت دارد و تا امر نكنى زمین خشك شود ما از آنجا عبور نخواهیم كرد.
 
خداوند امر كرد... زمین خشک شد ولى باز هم برجاى خود ایستادند و این بار بى‏ادبى و وقاحت را به منتهى درجه رساندند و با یكدیگر چنین گفتند:
 
موسى ما را از شهر آواره كرده و اینك مى‏خواهد كه در دریا نابودمان كند تا ثروت و اندوخته‏هاى ما را بتصرّف خویش در آورد.
 
موسى(ع) با یك دنیا دهشت، در حالیكه لبخند تلخى بر لبانش نقش بسته بود پا به رود نهاده و پیشاپیش آنها به راه افتاد.
 
این نخستین تجربه و آزمایش تلخى بود كه بنى اسرائیل به موسى(ع) نشان دادند.
 
باز تاریخ مى‏نویسد: چون بنى اسرائیل، از رود نیل خارج شده و به صحراى سینا رسیدند، به موسى(ع) گفتند: ما را از آشیانه خود بیرون آورده و در صحرائى شن زار، سكونت دادى؟ این چه رفتارى است كه با ما مى‏كنى؟ مگر ما سنگ هستیم، مگر ما احتیاج به آب و غذا نداریم؟
 
خدا امر كرد تا از آسمان براى آنها طعام فرستاده و ابرى بر آنها سایه افكند و سنگى را امر فرمود تا به آنها آب دهد.
 
زمانى به همین منوال گذشت تا آنكه روزى به موسى(ع) گفتند: ما طعامهاى آسمانى نمى‏خواهیم به خدایت بگو، همان پیاز و عدس را براى ما بفرستد زیرا ما آنها را بهتر دوست مى‏داریم.
 
موسى(ع) گفت: به نزدیكترین قریه‏ها كه رسیدید: آنچه مى‏خواهید، خود بكارید و خداوند دیگر براى شما طعامى نخواهد فرستاد.
 
نافرمانى آنها آنقدر زیاد شد، كه خدا عذابى بر آنها نازل كرد و آن این بود كه مدّت چهل سال در صحراها و بیابانها سرگردان بودند و آنها كه با موسى(ع) از مصر بیرون آمدند، آرزوى شهر را بگور بردند و نوه‏ها و نواده‏هایشان با یوشع بن نون سال1500 قبل از میلاد وارد شهر كنعان شدند(2).
 
نخستین دولت یهودى هنگامى تشكیل شد كه (طالوت) یا (شأوول) در بین سالهاى 1095 ـ 1055 قبل از میلاد پادشاه گشت، و پایتخت را در سال1049 قبل از میلاد به یبوس (بیت‏المقدّس) تغییر داد.
 
سلیمان فرزند داود، كه پس از پدرش به مقام پادشاهى و نبوّت رسید، از بزرگترین پادشاهان آنها شناخته شد، در زمان او همه از آرامش و سعادت برخوردار بودند، مى‏گویند كه بناى هیكل سلیمان را او ساخت و مدّت هفت سال مهندسین مصر، الجزیره و فینیقیا در آن ساختمان كار مى‏كردند(3).
 
پس از مرگ سلیمان (بین سال932 قبل از میلاد) دولت آنها به دو قسمت تقسیم شد، یكى در شمال كه پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگرى در جنوب كه پایتختش اورشلیم (بیت‏المقدّس) بوده است(4).
 
این دو دولت مدّت200 سال باهم جنگیدند تا آنكه (سرجون) امپراطور آشوریها 722( قبل از میلاد) بر آنها پیروز گشت و فرمان داد تا همه یهود را از آن منطقه خارج سازند(5).
 
پس از آنكه نینوى بدست كلدانیها سقوط كرد (614 قبل از میلاد) یهود براى بهم زدن میان آنها و مصریها كه بر كنعان حكومت داشتند سخت مشغول فعالیّت شدند، در اثر آن جنگ دامنه‏دارى میان آنها واقع شد بالاخره (نبوخذ نصر) پادشاه بابل در سال (562 قبل از میلاد) پیروز شد و براى انتقام از یهود اورشلیم را خراب كرد و هیكل‏ها را نابود نمود و همه را دست بسته به بابل حركت داد (586 قبل از میلاد).
 
مدّت زیادى را در اسیرى گذراندند، تا آنكه (كورش) پادشاه ایران، آنها را كه به (اُسراى بابل) مشهور بودند، نجات داده و دوباره هیكل را بنا كرد (516 قبل از میلاد)(6).
 
در ایّام (هیلین) یهود مورد حمله‏هاى بسیارى قرار گرفتند و آخرین آنها وقتى بود كه رهبر معروف رومانى (قیطس) اورشلیم را خراب كرده، هرچه یهودى بود اسیر كرد و به (رم) فرستاد، این حادثه در سال70 میلادى واقع شد.
 
و در سال125م (ادریانوس) امپراطور رومانى بر آنها حمله كرد اورشلیم را خراب نمود و تعداد پانصد هزار یهودى را كشته و پنجاه هزار نفر از آنها را اسیر كرد(7).
 
در عهد (تراجان ـ 106م) تعداد زیادى از یهود مخفیانه وارد اورشلیم شده و بناى خرابكارى را گذاردند و چون (ادریانوس) پادشاه روم شد. (117 ـ 138م) اورشلیم را به تصرف در آورد و انجام دادن مراسم مذهبى را بر یهود آزاد كرد.
 
یهود به رهبرى باركوخیا (135م) شورش كردند، ولى پیروز نشدند، در این واقعه بیش از580 هزار یهودى بقتل رسید و آنها كه جان سالم بدر بردند، شهر را ترك كرده ادریانوس مجددا اورشلیم را خراب كرده و به جاى آن شهر (ایلیا) بنا كرد(8).
 
پس از این تاریخ، یهود خرابكارى‏هاى زیادى كردند و بدنبال آن چندین بار قتل عام شدند كه خود مسبب همه آنها بودند(9).

 

 

صفات یهود و فشار دولتها
 
گوستاولوبون فرانسوى مى‏گوید: اگر ما بخواهیم صفات یهود را در چند كلمه خلاصه كنیم، باید بگوئیم: یهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و همیشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترین مردم روى زمین زندگى مى‏كنند(10).
 
بنى اسرائیل همیشه مردمى وحشى، سفاك و بى‏غیرت بوده، حتّى در زمانى كه خود آنها بر كشورهاى خود حكومت مى‏كردند، باز هم از سفاكى خود دست بر نداشته‏اند، بى‏پروا وارد جنگ شده و چون از پاى در مى‏آمدند، به یك مشت خیالات غیر انسانى و بى‏اساس پناه مى‏بردند. خلاصه آنكه هیچ فرقى میان یهود و حیوانات نمى‏توان گذاشت(11).
 
برجسته‏ترین صفات یهود، چنانچه قرآن بیان مى‏كند از قرار ذیل است.
 
1 ـ قساوت و توحش:
 
چنانچه خداوند متعال مى‏فرماید: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلكْ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ اَوْ أشَدُّ قَسْوَةً وَ إنَّ مِنَ‏الحِجَارةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهارُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ)(12) پس با این معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند كه دلهایشان چون سنگ یا سخت‏تر از آن شد چه آنكه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخى دیگر سنگ‏ها بشكافد و باز آبى از آن بیرون آید و پاره‏اى از ترس خدا فرود آیند (اى سنگدلان بترسید كه) خدا از كردار شما غافل نیست. و در جاى دیگر مى‏فرماید:
 
(فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزالُ تَطّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ اِلاّ قَلیلاً مِنْهُم)(13) پس چون بنى اسرائیل پیمان شكستند آنان را لعنت كردیم ودلهایشان را سخت گردانیدیم (كه موعظه در آنها اثر نكرد) كلمات خدا را از جاى خود تغییر مى‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد در (تورات) نصیب بزرگى را از دست دادند و دائم بر خیانتكارى و نادرستى آن قوم مطّلع مى‏شوى جز قلیلى از آنها كه با ایمان و نیكوكارند.
 
قساوت قلب و سنگدلى آنها را تاریخ در تمام اعصار و قرون خود روشن كرده است.
 
(كاسیوس) در كتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، مى‏نویسد:... مطابق همین تاریخ یهود در غرب دریاى طرابلس به رهبرى (آندریا) براى كشتن رومیها و یونانیها خروج كرده همه را از دم تیغ گذراندند، سپس خونهایشان را آشامیده، گوشتهایشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه كرده و به سگها دادند.
 
خیلى از ما را هم مجبور كردند كه یكدیگر را مثل حیوانات بكشیم. تعداد آن كسانى كه در این كشتار به قتل رسیدند به220000 نفر رسید.
 
و همانند این كشتار را در مصر و قبرس به رهبرى (آرتمیون) تكرار كردند و در این كشتار هم240000 نفر به قتل رسیدند.
 
در (سافیل) واقع در اسپانیا،138 مسیحى را به یكى از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور كردند، بطوریكه دستهایشان از قبر بیرون مانده و برخى از اجساد بطور كامل زیر خاك پنهان نشده بود.
 
البته این قساوت قلب براى یهود، تازگى ندارد و حتّى در همین جنگ اخیر (1967م) مسلمانان و اسرائیل هنگامى كه آنها بر بیت‏المقدّس پیروز شدند، به یكى از قریه‏هاى نزدیك شهر حمله برده و مردم بى‏دفاع و بى‏گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولى یهود مگر مسجد مى‏فهمد؟ وقتى همه مردم وارد مسجد شدند هلى‏كوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بى‏گناه و بى‏دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند(14).
 
2 ـ كشتن انبیاءالله:
 
قرآن مجید در این باره مى‏فرماید: (وَلَقَدْ اتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ وَقَقَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ اتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَأیَّدْناهُ بِرُوح الْقُدُسِ أفَكُلَّما جائَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسَكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَریقا كَذَّبْتُمْ وَ فَریقا تَقْتُلُونَ)(15).
 
و ما به موسى كتاب تورات را عطا كردیم و از پى او پیغمبران را فرستادیم و عیسى(ع) پسر مریم را به ادلّه روشن، حجّتها دادیم و او را به واسطه روح‏القدس اقتدار و توانائى بخشیدیم، آیا هر پیامبرى كه بر خلاف هواى نفس شما اوامرى از جانب خدا آورد از امرش سرپیچى كرده از راه حسد گروهى را تكذیب مى‏كنید و گروهى را مى‏كشید؟
 
همچنین مى‏فرماید: (وَاِذا قیلَ لَهُم امِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالوُا نُؤْمِنُ بِما اُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَكْفُرُونَ بِما وَرآءَهُ وَ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقا لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ)(16).
 
و چون به یهود گفته شد ایمان بیاورید به قرآنى كه خدا براى (هدایت بشر) فرستاده، پاسخ دادند كه تنها به تورات، چون به ما نازل شده ایمان مى‏آوریم و به غیر تورات كافر مى‏شوند در صورتى كه قرآن حقّ است و كتاب آنها را تصدیق مى‏كند، بگو اى پیغمبر اگر شما در دعوى ایمان به تورات راستگو بودید به كدام حكم تورات قبل از این پیغمبران را كشتید؟
 
و باز قرآن مى‏فرماید: (لَقَدْ اَخَذْنا میثاقَ بَنى اسْرائیلَ وَاَرْسَلْنا اِلَیهِمْ رُسُلا كُلَّما جآئَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسُهُمْ فَریقاً كَذَّبُوا وَ فَریقاً یقتُلوُنَ)(17).
 
از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم (كه خدا را اطاعت كنند) و پیامبرانى بر آنها فرستادیم (كه احكام خدا بیاموزند) هر رسولى آمد چون بر خلاف هواى نفس آنها گفت، گروهى را تكذیب كرده و گروهى را كشتند.
 
عجیب آنكه كشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود كه صورت طبیعى به خود گرفته بود، چنانچه در روایات است كه یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پیامبر را سر بریدند و سپس دكانهاى خود را باز مى‏كردند مثل اینكه هیچ كارى نكرده‏اند(18).
 
از جمله پیامبرانى كه بدست آنها به قتل رسیدند، یحیى و زكریّا(علیهماالسلام) بودند كه فقط بخاطر آنكه آنها را از فحشاء و منكرات منع مى‏كردند مستحق قتل شدند.
 
چنانچه مى‏خواستند (هارون) جانشین حضرت موسى(ع) را به قتل برسانند. و براى عیسى(ع) چوبه‏هاى دار نصب كردند.
 
و از همه بزرگتر آنكه پیامبر اسلام(ص) را شهید كردند چنانچه در تواریخ مى‏نویسند: پس از فتح خیبر همسر (سلام بن مشكم) یهودى كه ظاهرا اسلام آورده بود طعامى از گوشت ران گوسفند مهیّا كرده، و به خدمت رسول اكرم(ص) فرستاد، پیامبر خدا(ص) كه هیچ وقت عادت نداشت غذا را تنها میل كند، (بِشر بن براء) را دعوت كرد بِشر هم دست برده و قطعه‏اى از آن گوشت را خورد و مقدارى از آن را جوید، یك مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فریاد زد (به خدا قسم كه این گوشت به من خبر مى‏دهد كه مسموم است) ولى آن زهر آنقدر قوى بود، كه بِشر را در همان جا به قتل رسانیده و پیامبر اكرم (ص) را پس از چند هفته شهید كرد(19).
 
3 ـ دروغ، افتراء، تحریف:
 
قرآن مى‏فرماید: (وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اَهْلِ الْكِتابِ لَوْ یُضِلُّونَكُمْ وَ ما یُضِلّوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرونَ)(20).
 
گروهى از اهل كتاب انتظار و آرزوى آن دارند كه شما را گمراه كنند، به آرزو نخواهند رسید و این را نمى‏فهمند.
 
و مى‏فرماید: (یا اَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ)(21).
 
اى اهل كتاب چرا حقّ را به باطل مشبه مى‏سازید تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش كنید در صورتى كه به حقّانیّت آن آگاهید.
 
(مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیّا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِى‏الدّینِ وَلَوْ اَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَكانَ خَیْرا لَهُمْ وَ اَقْوَمَ وَلكِنْ لَعَنَهُمُ‏اللَّهُ بَكُفْرِهِمْ فَلایُؤْمِنُونَ اِلاّ قَلیلاً)(22).
 
گروهى از یهود كلمات خدا را از جاى خود تغییر داده و مى‏گویند: فرمان خدا را شنیده و از آن سر مى‏پیچیم و (به زبان جسارت با تو خطاب مى‏كنند) مى‏گویند بشنو كه كاش شنوا باشى و گویند ما را رعایت كن و گفتار شان زبان بازى و تمسخر به دین است و اگر به احترام مى‏گفتند كه ما فرمان حقّ را شنیده و تو را اطاعت كنیم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نیكوتر بود و به صواب نزدیكتر. خدا آنها را چون كافر شدند لعنت كرد كه به جز اندكى از آنها (لایق رحمت خدا نیستند) ایمان نمى‏آورند.
 
(... مِنَ‏الَّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأتُوكَ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ...)(23).
 
و نیز اندوهگین مباش از یهودانى كه جاسوسى كنند، سخنان فتنه خیز به جاى كلمات حق تو به آن قومى كه از كبر نزد تو نیامدند، مى‏رسانند (مانند یهودان خیبر) (آنها از دشمنى و عناد به اسلام كلمات حقّ را بعد از آنكه به جاى خود مقرّر گشت) به میل خویش تغییر دهند.
 
4 ـ مكر و خدعه:
 
این دو صفت دو عصاى ضخیمى است كه همیشه یهود در كارهاى خود بر آنها تكیه مى‏كنند. مكر و خدعه در ذات هر یهودى است، در هركجا و در هركارى كه انجام مى‏دهد با او همراه مى‏باشد.
 
قرآن مى‏فرماید: (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُالْمكِرینَ)(24).
 
یهود با خدا مكر كردند، خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد.
 
(یا اَیُّهاالرَّسُول لایَحْزُنْكَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِى‏الْكُفْرِ مِنَ‏الَّذینَ قالُوا آمَنّا بِاَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ...)(25).
 
اى پیغمبر غمگین از آن مباش كه گروهى از آنان كه به زبان اظهار ایمان كنند و به دل ایمان نیاورند به راه كفر مى‏شتابند.
 
5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:
 
وقتى كه موسى(ع) براى آوردن الواح به كوه طور رفت و سامرى گوساله‏اى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترین معبود یهود است.
 
هر یهودى سعى مى‏كند مالهاى جهان را تحت اختیار خود در آورد و ازاین راه اختیار دار مردم باشد.
 
خداوند متعال مى‏فرماید: (وَلَقَدْ جائَكُمْ مُوسى بِالبَیِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَنْتُمْ ظالِمُونَ)(26).
 
و با آن همه آیات و دلایل روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوساله‏پرستى اختیار كردید در غیاب او، كه مردمى سخت ستمكار بودید.
 
(وَ تَرى كَثیرا مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِى‏الاِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَ اَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ماكانُوا یَعْمَلُونَ)(27).
 
بسیارى از آنها را بنگرى كه در گناه و ستمكارى و خوردن حرام مى‏شتابند، بسیار كار بدى را پیشه خود ساخته‏اند.
 
6 ـ پیمان شكنى و نقض عهد:
 
اگر امكان داشت تا پیمان شكنى را مجسّم كنیم... مى‏بایستى به یهود نگاه كرد. چه پیمانها و عهدهائى را كه زیر پا نهادند و شرافت انسانیّت را لگدمال نمودند؟
 
هنگامى كه پیامبر اسلام(ص) خندق را حفر كرد و مانع عبور سپاه كفار شد، یهود (بنى قریظه) كه هم پیمان رسول الله(ص) بودند یك جلسه اضطرارى تشكیل داده و با خود قرار گذاشتند، كه آنها از پشت بر لشكر اسلام حمله كنند و هم از طرف دیگر كفار بر آنها حمله‏ور شوند تا بدین وسیله اسلام را از ریشه نابود سازند، ولى سرانجام لشكر أحزاب شكست خورد و این بار نوبت این قبیله خائن رسید.
 
پیامبر اكرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره كرد، تا بالاخره تسلیم شدند.
 
بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند كرده خدمت پیامبر اسلام(ص) آوردند، پیامبر اكرم فرمود: هركس را كه مى‏خواهید انتخاب كنید تا در باره شما قضاوت كند. آنها (سعد بن معاذ) را كه قبلا از همان قبیله خیانت كار بود انتخاب كردند، سعد كه طبیعت آنها را مى‏دانست أمر كرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهایشان را اسیر كنند. هنگامى كه پیامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنید، فرمود: بخدا قسم حكم تو مطابق حكم خدا بود(28).
 
7 ـ فساد اخلاق:
 
فساد اخلاق، یكى از وسائل شرافتمندانه پیشرفت یهود است و به قول هیتلر هر دُملى را كه انسان بشكافد خواهد دید كه میلیونها یهودى داخل آن مشغول فسادند(29).
 
قرآن مجید مى‏فرماید: (لُعِنَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ بَنى اِسْرائیلَ على لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا یَعْتَدُونَ كانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا یَفْعَلوُنَ)(30).
 
كافران بنى اسرائیل به زبان داود و عیسى بن مریم مورد لعن و نفرین واقع شدند كه نافرمانى حكم خدا كرده و از حكم حقّ سركشى كردند، آنها هیچگاه از كار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مى‏كنند چقدر زشت و ناشایسته است.
 
8 ـ ربا خوارى:
 
قرآن مجید در این باره مى‏فرماید:
 
(فَبِظُلْمٍ مِنَ‏الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ كَثیرا وَاَخْذِهِمُ الرِّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ اَعْتَدْنا لِلْكافِرینَ مِنْهُمْ عَذابا اَلیما)(31).
 
پس به جهت ظلمى كه یهود (در باره پیامبران و عیسى(ع) و در حقّ خود) كردند و هم بدین جهت كه بسیارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاكیزه خود را كه بر آنان حلال بود، حرام كردیم و از این جهت كه ربا مى‏گرفتند، در حالى كه از آن نهى شده بودند، نیز از این رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خیانت و سرقت) مى‏خوردند. و ما براى كافران آنها عذابى دردناك مهیّا ساختیم.
 
این شمه‏اى از صفات رذیله و برجسته یهود است و شاید همین عادات و روشهاى ناپسند بوده كه همیشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مى‏داد و همین سبب شد كه یهود را از بیشترین كشورهاى جهان اخراج كنند.
 
در سال1290 میلادى یهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتیجه (ادوارد) فرمان داد كه همه آنها را از كشور انگلستان بیرون كنند و در اعلامیه‏اى كه از طرف او منتشر شد آمده بود كه: یهود باید قبل از عید قدسین از كشور انگلستان خارج شوند و چنانچه كسى از این تاریخ خارج نشود او را اعدام كرده و به دار آویزان كنند و جسدش را چهار قسمت بنمایند.
 
در اثر این فرمان، تعداد16000 یهودى كه ساكن انگلستان بودند آنجا را ترك كرده و تمام اموال آنها مصادره شد.
 
پس از این تاریخ مدّت400 سال ورود یهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنكه (كرمویل) در سال1657 میلادى تحت شرائطى اجازه داد كه وارد كشور انگلستان شوند(32).
 
در همین سال براى نخستین بار به یهود اجازه داده شد كه اوّلین كنیسه خود را در لندن بنا كنند.
 
و فقط در سال1674 به یهود (آمریكا) كه در آن وقت یكى از مستعمرات بریتانیا بود اجازه دادند كه علنا عبادت كنند. و در سال1841 اولین روزنامه یهودى در انگلستان منتشر شد.
 
در كشور فرانسه (لویس اغسطس) یهود را از آن كشور بیرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگیرى نمود. و در عهد (فیلیپ زیبا) براى دومین بار آنها را از فرانسه بیرون كرده و تمام دارائیهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 میلادى، مردم بر علیه یهود شورش كرده و هزاران یهودى را سر بریدند، این شورش چندین سال ادامه داشت، بطوریكه در سال1394 یك یهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.
 
در سال1492 به آنها اجازه داده شد كه وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سكونت در شهر را ندادند(33).
 
یهود چندین بار در كشور (آلمان) طرد شدند كه آخرین مرتبه بدست هیتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت‏ناكترین شكنجه‏ها را از طرف نازیها تحمّل كردند.
 
ما نمى‏دانیم هیتلر روى چه اساسى آنها را نابود كرد، ولى همین قدر مى‏دانیم كه یهود ملتى پست و بى‏شرافت است و انسانیّت از دست او زخمهاى زیادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده كیفر خونریزیهاى او نخواهد بود.
 
در كشور (اسپانیا) در تاریخ31 مارس سال 1492 (فردیناند) اعلامیه‏اى صادر كرده و در آن از یهود خواست كه تا آخر ماه یولیو این كشور را براى همیشه ترك گویند، در اثر این فرمان تعداد500000 یهودى از اسپانیا خارج شدند.
 
همچنین از كشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ایتالیا، روم، بلغارستان، سویس و مجارستان) یهود چندین بار طرد و اخراج شدند.
 
 

ادامه دارد...




طبقه بندی: فتنه یهود،
برچسب ها: فتنه یهود، قوم یهود، صهیونیست،
[ شنبه 10 دی 1390 ] [ 03:11 ق.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic