بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ
و اینبار قسمت سوم نقد! امیدوارم برایتان جالب باشد... 22ـ غرب امروز دچار حیرت و سرگشتگى فراوانى در اندیشه هایش گشته است. بشرپس از دیدن دوجنگ خانمانسوز جهانى وبیش از یكصدمیلیون كشته،كه حاصل تفكرات دوران مدرنیته (ماركسیسم، لیبرالیسم، نازیسم، فاشیسم) بود، به سمت نقد مدرنیته رفت و دوران پس از مدرنیته (پست مدرن یا پسامدرن) شروع شد. اما چون باز هم منبع اساسى تفكر صحیح (وحى الهى، عقل سلیم) را گم كرده و از خدا دور بود، نتوانست تكیه گاه محكمى براى خود بیابد. ویژگى اصلى دوران پسامدرنیسم، شكّاكیت و نقّادى هر اندیشه معرفت شناسانه و نسبى گرایى است. از این رو، نمى توان از پست مدرن ها انتظار ارائه راه حلى مستحكم با مبانى عمیق و ریشه دار داشت. براى مطالعه بیشتر، ر.ك: سیداحمد رهنمایى، غرب شناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (ره)، 1380، فصل پنجم. 23ـ ر.ك: سید مرتضى آوینى، توسعه و مبانى تمدن غرب، نشر ساقى / نیل پستمن، تكنوپولى؛ سیطره تكنولوژى بر فرهنگ، ترجمه سید صادق طباطبائى. 24ـ متن فیلم مستند هالیوودیسم: یهودیان، سینما و رؤیاى آمریكایى / محمد احمدى، پیشین / عبدالله شهبازى، پیشین، ص 473. 25ـ صلاح الدین حافظ مصرى، پیشین / مارك وبر، پیشین / و نیز ر.ك: سایر منابعى كه در پاورقى شماره 5 ذكر شده اند. 26ـ در قرآن كریم هم در آیات بسیارى اشاره شده است كه برخى ظن و گمان خود را علم مى پندارند و همین مایه شقاوت و بدبختى آن هاست. یا در جاهایى آمده است: شیطان هاى انس و جن یاران خود را به لهو و لعب و اكتفا به شك و گمان مى خوانند. در كتاب تفكر فلسفى غرب از منظر استاد شهید مرتضى مطهرى، آمده است: «فلسفه شك از نظر عملى منجر به خودپرستى و خودپایى مى شود؛ همچنان كه برخى شكّاكان فتواى صریحى در این باره داده اند... خوب و بد، ارزش و بى ارزش مفهوم هایى خیالى و لااقل غیرقابل اثباتند. پس باید آن چنان زیست كه منافع خود را بهتر مى توان تأمین كرد.» (ر.ك: على دژاكام، تفكر فلسفى غرب از منظر استاد شهید مرتضى مطهرى، مؤسسه فرهنگى اندیشه معاصر، ج 1، ص 72 / محمدتقى مصباح، پیشین، ج 1، ص 39.) در عمل هم شاهدیم كه مقدار جرایم و گناهان و تجاوزات جنسى و امور غیراخلاقى بین لاقیدها و انسان هاى لاابالى بیش از مذهبیان است؛ مثلا، در اروپا درصد فرزندان حرامزاده كشورهاى شمال اروپا تا 50% و ایتالیا قریب 10% مى باشد. 27ـ وقتى فردى مدعى شك در همه چیز شد، قطعاً نمى تواند وجود عقل را بپذیرد و از این رو، اصلا وجود اندیشه را هم نمى تواند بپذیرد. البته یكى از نقدهاى اساسى به شك گراها این است كه شما كه اندیشه و عقل را مورد شك قرار مى دهید، اصلا چرا براى حرف خود دلیل مى آورید؟! 28ـ گرگیاس (حدود 483ـ379 قبل از میلاد) مدعى شد: «هیچ چیزى موجود نیست و اگر چیزى وجود داشت، قابل شناختن نمى بود و اگر قابل شناختن مى بود، قابل شناساندن به دیگران نمى بود.» (ر.ك: حسن معلمى، نگاهى به معرفت شناسى در فلسفه غرب، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1380، ص 27 به نقل از: فردریك كاپلستون، تاریخ فلسفه، ترجمه جلال الدین مجتبوى، چ دوم، تهران، سروش، 1368، ج 1، ص 112.) 29- Scepticism 30- Agnosticism 31- Nihilism 32ـ ر.ك: محمد حسین زاده، معرفت شناسى، چ پنجم، قم، مؤسسه امام خمینى (ره)، 1379، ص 22 / على دژاكام، پیشین، ص 67. 33ـ ر.ك: سید احمد رهنمایى، پیشین، بخش پسامدرنیسم. 34- Relativism 35ـ ر.ك: محمدتقى مصباح، پیشین، ج اول، درس دوازدهم / محمد حسین زاده، پیشین، ص 26. 36ـ همان گونه كه در پاورقى شماره 27 اشاره شد، این پارادوكس ها در فلسفه سست بنیان مدرن و بخصوص پست مدرن به هیچ وجه رفع شدنى نیستند، مگر اینكه صاحبان این تفكرات به سمت حكمت و عقل سلیم و دین حركت كنند. 37ـ شك گرایى در مقام انتقال فهم ها (تفهّمى) مثلا از صحنه اى كه اوراكل به مورفیوس مى گوید: «مى توانى ناجى یا برگزیده یا یگانه را بیابى و به او القا كنى كه ناجى نئو است.» و كمى بعد همانجا به نئو مى گوید: «تو ناجى نیستى.» این تناقضات گفتارى مخاطب را دچار حیرت مى كنند و با تركیب صحنه هاى دیگر به سمت شك گرایى به پیش مى برند. 38ـ دكارت براى ایستادن جلوى موج شك گرایى در اروپا، ابتدا در وجود همه چیز و حتى خودش شك كرد و سپس به تدریج، بناى یقین را با جمله معروف «من شك مى كنم، پس هستم» بنا گذاشت، ولى همین بناى او هم اشكالاتى داشت، گرچه ایستادگى او در مقابل شك گرایى عملى پسندیده و كاملا عقلى بود. (براى توضیح بیشتر ر.ك: حسن معلمى، پیشین، ص 73 / على دژاكام، پیشین، ج 1، ص 170.) 39- Brain in a vat. 40ـ محمد ایمانیان، «از اهریمن شریر دكارت تا ابررایانه خبیث ماتریكس؛ نگاهى به فرضیه هاى فلسفى ماتریكس»، مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 78 و 78 / دیوید چالمرز، «ماتریكس به مثابه متافیزیك»، ترجمه محمد ایمانیان، مجله نقد سینما، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، دور تازه، ش 8، ص 42. 41ـ جاناتان رامنى، «ماتریكسیوكولوژى پارانویایى»، مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 75. 42ـ بركلى (1685ـ1753م) از حس گرایان انگلیسى بود. او منشأ علم را حس مى دانست، اما منشأ حس را وجود خارجى شىء محسوس نمى شمرد و به وجود نفس، كه قوّه ادراك كننده است، و به وجود خدا قایل است. بركلى قایل به عدم وجود دنیاى خارج از ذهن است كه لازمه حرفش انكار بدیهیات مى باشد. (براى توضیح بیشتر ر.ك: محمدعلى فروغى، سیر حكمت در اروپا، به تصحیح امیرجلال الدین اعلم، چ سوم، تهران، البرز، 1379، ص 265/فاطمه زیباكلام،سیراندیشه فلسفى درغرب،همان،ص 134.) 43ـ ر.ك: حسن معلمى، پیشین، ص 113. 44ـ جاناتان رامنى، پیشین، ص 75. 45ـ همان، ص 72 و 75. 46ـ محمد ایمانیان، پیشین، ش 118، ص 78. 47ـ همان، ص 80. این مقاله مجموعه یكصد پرسش و پاسخ درباره یكى از قسمت هاى ماتریكس، بلكه همه آن است و اسم آن از یكى از جملات «اوراكل» گرفته شده است. 48ـ تادمك كارتى، ترجمه سعید خاموش، همان، ص 72. 49ـ دیوید چالمرز، پیشین. 50ـ ر.ك: مصطفى مرشدلو، مجله نقد سینما، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، دوره تازه، ش 8، ص 35. 51ـ مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 86. 52ـ مجله سینما ویدئو، ویژه بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، سال دهم، شم 358 (بهمن 1382)، ص 50 و سایر مطبوعات سینمایى بهمن 1382. 53ـ مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 76. 54ـ «سیك ها» فرقه اى از هندوان هستند كه در واقع، بت پرستند و فقط در شكل ظاهرى، قدرى شبیه برخى مسلمانان شبه قاره هند هستند. اینكه بسیارى از مردم آمریكا فرقى بین سیك و مسلمان نمى گذارند، نشان از اوج بى اطلاعى و ناآگاهى آن ها دارد. در غرب، مردم مشغول دنیا و لذت هایش و رسانه ها هستند. یكى از متفكران آمریكایى پس از حادثه 11 سپتامبر گفت: «مردم ما در حال بازى بودند و این حادثه كمى آن ها را از بازى كردن درآورد!» 55ـ در فیلم بلید رانر، این مضمون كه «نمى توانیم پى ببریم دارند فریبمان مى دهند» تبلیغ مى شود. این در حالى است كه واقعیت دیجیتالى است؛ حقیقى نیست؛ فكر مى كنیم كه حقیقى است مورد توجه قرار گرفته. در فیلم نمایش ترومن، معلوم مى شود كه كل زندگى یك مرد نمایشى بوده كه براى سرگرمى مردم دنیا ساخته شده است. قهرمان فیلم آسمان وانیلى پى مى برد كه بخش اعظم زندگى اش واقعیت نماى مصنوعى بوده است. در فیلم، شهر تاریك هم در حالى كه انسان ها شب مى خوابند، بیگانه ها (موجودات فضایى) صحنه دنیا را عوض مى كنند؛ درست مثل عوض كردن صحنه بین دو پرده در یك نمایشنامه. فیلم 2001، یك اودیسه فضایى در مورد سیطره ماشین هاست. «هال» نام ابررایانه اى است كه به تدریج، كنترل تمام قسمت هاى فضاپیمایى را كه در اختیار دارد، با ایجاد وحشت، به دست مى گیرد و همه افراد داخل فضاپیما را به قتل مى رساند و فقط یك نفر مى تواند نجات پیدا كند و «هال» را از كار بیندازد و فضاپیمایش در فضا سرگردان شود. در نابودگر، بین دو روبات نبردى ویرانگر صورت مى گیرد؛ روباتى كه از طرف انسان هاست و ماشینى كه از طرف ماشین ها به قصد نابودى آینده انسان ها مبارزه مى كند. در فیلم بیگانه هم سیاره اى نمایش داده مى شود كه در آن ماشینى همه انسان ها را كشته است، بر آن حكومت مى كند و باز براى ادامه بقا به انسان نیاز دارد. فیلم هاى بسیارى براى گروه هاى گوناگون سنّى در همین قالب و یا نزدیك به این قالب ها ساخته و پرداخته شده اند. 56ـ تحلیل هاى روشن فكرنمایانه با آرم كمپانى هاى سرمایه دار (همان عالمان و دانشمندان دربارى سابق!) چیزى نیست كه تازگى داشته باشد. در انقلاب فرانسه هم شاهد بودیم كه بسیارى از سران نظریه پرداز علمى انقلاب فراماسونر بودند؛ و همین طور در جنگ هاى استقلال طلبانه دربارها و حكومت ها براى ادامه حیات، دست به اسطوره سازى و فلسفه بافى زده اند و در این راه، عده اى مزدور اندیشمندنما را به استخدام درآورده اند. این مزدوران در همه جاى جهان و در همه زمان ها هستند. (ر.ك: گروه تحقیقات علمى «تركیه»، پیشین، بخش علماى ماسون «فراماسونر».) ـ مثل مقاله«اینك آخرالزمان،نجات دهنده مى آید»، مجله سروش جوان،ص54، یا مقاله«تخیّل،كامپیوتر،ویدئوگیم و افلاطون دركنار هم»، مجله دنیاى تصویر، ش 125 (دى ماه 1382)، ص63. 58ـ براى مثال، ر.ك: محمدتقى مصباح، پیشین، بخش «معرفت شناسى» (درس هاى دهم تا بیستم) / محمد حسین زاده، پیشین، بخش هاى نقش عقل و حس در تصورات و تصدیقات / حسن معلمى، پیشین، بخش هاى مربوط به سقراط وافلاطون و ارسطو. 59ـ اینكه در عمل شاهدیم شكّاكان در برخى برهه هاى تاریخى، بخشى از جامعه را مى توانند تحت تأثیر خود قرار دهند، دلیل استحكام استدلالى آن ها نیست، بلكه مغلطه ها و سخنورى ها و شعر و خطابه هاى آنان و در عصر جدید رسانه ها هستند كه حرف آن ها را چند صباحى بر كرسى تأثیر مى نشانند، ولى هیچ گاه در دراز مدت نمى توانند بشر را اغفال كنند؛ دقیقاً مانند عصر یونان باستان كه چند روزى سوفیست ها جوّ روانى جامعه را به دست گرفتند و پول كلانى به جیب زدند، ولى با ظهور رادمردانى همچون سقراط و افلاطون و ارسطو، تمام ادعاهاى فریبنده آن ها همچون سرابى نابود شد و به تاریخ پیوست. 60ـ اسطوره هاى سینماى معاصر بیش از آن هستند كه در این مقال بتوان به آن ها پرداخت، ولى مى توان به عنوان نمونه، فقط اسمى از بعضى ذكر كرد: «مرد عنكبوتى؛ ناجى آمریكایى»، «سرزمین موعود یهود؛ اسرائیل»، «سرزمین مادرى»، «یهودستیزى هیتلر»، «اتاق هاى گاز (هولوكاست)»، «كوره هاى آدم سوزى»، «سوپرمن؛ منجى آدمى»، «على بابا؛ دزد ماده گرا»، «پادشاه تاریكى»، «شركت هیولاى دوست داشتنى»، «هرى پاتر»، «شرك؛ غول سبز»، «دیوید كاپرفیلد»، «دراكولا»، «شیطان پرستى»، «اومانیسم نجات بخش»، «فمینیسم؛ مایه سعادت»، «برترى سفیدپوستان و آنگلوساكسون ها»، «برترى عبرانیان (یهودیان)»، «تروریسم اسلامى»، «مسلمانان شهوتران و خشن»، «گودزیلا»، «انگیزیسیون»، «آوارگى و مظلومیت یهود (دیاسپورا)»، «داود كوچولوى مظلوم و آواره و معصوم»، «حكومت جهانى یهود و انگلوزایان ها»، «پارك ژوراسیك»، «یونگ گارى»، «اقتدار یهودى»، «رنسانس سعادت بخش»، «اصلاح طلبى پروتستانیسم»، «مسیحیت سكولار و ذلّت پذیر»، «یهودى دانشمند و مقتدر و موفق»، «عرفان ظلم پذیر»، «دین منزوى و شخصى»، «وحشى هاى متدیّن»، «ناجى قومى»، «پیامبران ملّى گرا و نژادپرست!»، «ناسیونالیسم»، «آزادى اطلاع رسانى در غرب»، «مطبوعات؛ صداى مردم»، «زندگى سعادت بخش در جهان غرب»، «پلیس خدمتگزار غربى»، «كاپیتالیسم مردمى»، «حقّانیت كشتار ویتنامى ها»، «دموكراسى، تنها راه صحیح حكومت»، «سازمان هاى امنیتى قوى غربى»، «بهشت موعود زمینى»، «نبرد نهایى؛ آرماگدون»، «تك شاخ مهربان و مقتدر»، «دیكتاتورى كلیسا»، «سلطنت مردم گراى انگلستان»، «فلسطینیان شرور»، «عقب ماندگى آسیایى ها و آفریقایى ها»، «مهاجرت به آمریكا و استرالیا براى آبادانى آنجا»، «خداى قومى؛ یهوه»، «كشف آمریكا»، «سرخپوستان بى تمدن و وحشى»، «كشف استرالیا»، «آفریقاییان و استرالیایى هاى آدمخوار»، «عادى بودن روابط نامشروع»، «حقوق بشر غربى»، «انسان هاى فرازمینى»، «بیگانه ها»، «6 میلیون كشته یهودیان در جنگ دوم» و... «ماتریكسولوژى». (قابل توجه آنكه به عمد، نام برخى از این اسطوره ها كنار هم آورده شده اند؛ مثلا، اومانیسم و شیطان پرستى در واقع دورى از خدا و شهوت محورى هستند.) 61ـ جاناتان رامنى، پیشین. 62ـ در بحث هاى پیچیده «مهندسى ذهن اجتماع»، «روان شناسى رسانه»، «عملیات روانى» و «جنگ سایبرنتیك»، از فنون و روش هاى ویژه اى براى تأثیر بیشتر بر مخاطب استفاده مى شود؛ از جمله اینكه «هیبت و عظمت یك صحنه و عجیب بودن بیش از حد طبیعى باعث مى شود كه پیام همراه آن صحنه قابلیت نفوذ بالاترى پیدا كند. 63ـ مثلا در سوره حجر، آیه 39 مى خوانیم: (قالَ ربِّ بِما اَغوَیتَنى لاُزَیننَّ لهُم فى الارضِ ولاُغوِینَّهُم اجمعین)؛ ]شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهى، قسم یاد كرد كه [«پروردگارا! چون مرا گم راه ساختى، تا آنجا كه در توان داشته باشم، نعمت هاى مادى را در سطح كره خاك براى انسان ها پرزینت و زیبا جلوه مى دهم و همگى آن ها را گم راه مى كنم. در سوره ناس، آیات 4 و 5 هم مى خوانیم: (قُل اعوذُ بربِّ النّاس... مِن شرِّ الوسواس الخنّاس الّذى یُوَسوسُ فی صدور النّاسِ)؛ به خداى جهانیان پناه مى برم،... از شر وسوسه كننده پنهان كار، آنكه در قلب (و دل) مردم وسوسه مى كند. قطعاً در تحریك و وسوسه قلب مردم، باید از راه تحریك احساسات و فریب عقل وارد شد، بخصوص از راهى كه مردم سطحى اندیش متوجه نشوند؛ یعنى شیاطین خنّاسانه مردم را فریب مى دهند. در سوره شعراء هم شاعرانِ دروغگو و فریب كار مورد سرزنش قرار گرفته اند. اساساً در بسیارى از آیات قرآن، به این بحث توجه وافر شده كه جاى پرداختن به آن بحث نیست. (براى مطالعه بیشتر ر.ك: سایت علمى پژوهشى یهود، (Yahood.net) بحث سینما و صهیونیسم و هالیوود، شیوه هاى جنگ روانى و نیز كتبى كه در این زمینه نوشته شده اند؛ از جمله: جزوه راهكارهاى مقابله با ترفندهاى دشمن، متن سخنرانى استاد مهدى طائب، 6 تیر 1382، قم، مؤسسه علمى فرهنگى ولاء.) 64ـ عجاج نویهض، پیشین، پروتكل اول، ص 259. البته مطالب مشابهى در سایر منابع به وفور یافت مى شوند. 65ـ این مطلب را یكى از دست اندركاران فیلم در برنامه «سینماى حرفه اى»، مخصوص پشت صحنه فیلم ماتریكس، كه در تاریخ 3 اردیبهشت 1383 از شبكه دوم سیما پخش شد، بیان كرد. 66ـ در این باره خانم كریستینا لاول، نویسنده مؤمن مسیحى، در كتاب واقعیت درون ماتریكس، كوشید تا تفسیرى مسیحى از فیلم ارائه دهد. ولى پرفسور دیوید فرانكفورتر، استاد دانشگاه «نیو همشایر» در رشته تاریخ و مطالعات مذهبى، عقیده دارد كه قهرمان ماتریكس در واقع، قهرمانى كلاسیك از ادبیات سال هاى ابتداى یهودیت است و ماتریكس نمى تواند فیلمى به نمایندگى از مسیحیت باشد. بسیارى دیگر از كارشناسان نیز با او هم عقیده اند. (براى مطالعه بیشتر ر.ك: جاش بیورك، «انجیل به روایت نئو» مجله نقد سینما، ترجمه مهدى فروتن، همان، ص 32 / ر.ك: «اینك آخرالزمان، نجات دهنده مى آید»، سروش جوان، همان.) 67ـ براى مطالعه بیشتر ر.ك: مارك وبر، پیشین / «سینما و صهیونیسم» در سایت علمى پژوهشى یهود (Yahood.net) / میر ابوالفتح دعوتى، پیشین، ص 166. 68ـ ر.ك: «سینما و صهیونیسم» در سایت علمى پژوهشى یهود / گفتوگو با جوئل سیلور، مجله دنیاى تصویر، ش 125، ص 64 / متن فیلم مستند سینما؛ سرزمین موعود صهیونیسم / میرابوالفتح دعوتى، پیشین.

بصیرت خودتان را بالا ببرید. مقام معظم رهبری



طبقه بندی: تحلیل فیلم،
برچسب ها: نقد فیلم، ماتریکس، بصیرت، فراماسونری، شیطان پرستی، جن گیری، کابالا، فتنه یهود، صهیون، زایان، اومانسیم، هالیوود، ارض موعود،
[ شنبه 20 آذر 1389 ] [ 09:26 ب.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات