بصیرت
بیداری اسلامی، باور ملی
قالب وبلاگ
و این هم قسمت دوم نقد در فیلم ماتریكس این فیلسوف نمایان حقوق بگیر و به قول پروفسور مولانا، این «پیمان كاران اندیشه» تا بدانجا پیش رفته اند كه مكتبى فلسفى شكّاكانه به نام «ماتریكسولوژى» ساخته اند و اسطوره اى مدرن (!) بر تمام اسطوره هاى فریبگر60 خود افزوده اند. مطلبى كه بسیارى از منتقدان غربى هم بر آن تأكید دارند ابهامات و سؤالات بى پاسخ فیلم است كه عمداً و با قصد مطرح شده اند تا مشغولیت هاى كاذبى ایجاد كنند و از راه بسط غفلت، انسان ها را از اهداف اصلى زندگى به دور بدارند. به گفته برخى منتقدان متأمّل،61 پیچیدگى هاى فلسفى، اسطوره اى، ادیانى و تبلیغات زیاد براى فیلم، اولا اسطوره ماتریكس را باورپذیرتر مى كنند. ثانیاً، اهداف پشت پرده را بیشتر پنهان مى كنند. ثالثاً، بحث ها را راجع به فیلم بیشتر مى كنند و باعث نوعى تبلیغ و بازاریابى براى فیلم مى شوند. در كنار تمام این ها، ظرافت هاى هنرى و جلوه هاى ویژه بالاى فیلم هم اثرى مستقیم در پذیرش اثر و پیام فیلم در مخاطب دارد.62 در قرآن كریم، بارها از ابزارهاى جنگ و عملیات روانى شیاطین انس و جن براى دور ساختن انسان ها از خدا، كه غایت القصواى هستى است، سخن به میان آمده و بسط غفلت و زینت بخشى ها و ترویج ماده گرایى و مشغولیت هاى كاذب از همین جمله شمرده شده اند.63 در برنامه هاى بزرگان یهود بین الملل براى تسخیر جهان، آمده است: «این حیوانات الكلى (جوانان غیریهود) فكر مى كنند با رسیدن به آزادى، به حقوق خود مى رسند... باید زور و مكر و تزویر اساس و اصل ما باشد و طورى باید فریب را به خورد مردم دهیم كه آن را امرى صحیح تلقّى كنند... ما نخستین كسانى بودیم كه شعار آزادى، عدالت، برابرى و برادرى را سر دادیم و عده اى طوطى صفت آن را تكرار كردند و به دام ما افتادند و غیریهودیان هم كه خود را فرزانه مى پندارند، نفهمیدند كه معناى دقیق این شعارها چیست و تسلیم شدند... باید مردم را به سمت الكل و مشغولیت هاى كاذبى همچون تماشاى ورزش و... بكشانیم...»64 ماتریكس؛ تلاشى یهودى صهیونیستى به قول یكى از دست اندركاران فیلم مورد بحث، به قریب چهارصد نماد، مذهب و مكتب فكرى در این فیلم اشاره شده است،65 اما اشارات مسیحى و یهودى فیلم از همه بیشترند. در نگاه ابتدایى، چنین تصور مى شود كه بیشتر فیلم سمبل ها و نمادهاى انجیلى است و به نحوى تبلیغ مسیحیت را در لایه هاى پنهان خویش دارد، ولى آیا نگاه عمیق هم ما را به این گزاره مى رساند؟ بعضى منتقدان و تحلیلگران فیلم، شخصیت ترینیتى را نماد سه اقنوم گرایى مسیحیت (سه خدایى) مى دانند و نئو را همان مسیح(علیه السلام)و مورفیوس را تعمیددهنده مسیح و اعضاى سفینه مورفیوس را حواریّون مى پندارند. این ها «زایان» (صهیون) را تصویر آسمانى شهر خدا در مكاشفات یوحنّا، و اسمیت را ضدمسیح یا دجّال، و سایفر را یهوداى خائن تصور مى كنند و ارتباط تلفنى را وحى و پل ارتباطى بین دنیاى واقع و دنیاى كاذب مى دانند و توان نهایى نئو در انتهاى فیلم را تعالى و رستگارى و عروج مسیح تفسیر مى كنند.66 اما این تحلیلگران نفوذ بالاى نوددرصدى صهیونیست هاى یهودى در «هالیوود»67 و سابقه یهودى شركت «برادران وارنر» و یهودى بودن جوئل سیلور (تهیه كننده فیلم)68 و تفكرات مادى گرایانه و شك گرایانه فیلم و تصریح به شهر صهیون را چه مى كنند؟ در این فیلم، نام سرزمین «صهیون» (Zion)، كه نام كوهى در نزدكى بیت المقدس است و یهودیان و مسیحیان صهیونیست آن را پایتخت آخرالزمانى یهود مى دانند، در سرتاسر فیلم بارها تكرار مى شود. این شهر آرمانى، همان سرزمین موعود69 یهود است. در فیلم، این شهر محل «مُنجیان واقعى بشر»70 است و فرماندهان این شهر هستند كه منجى را مى یابند و به مبارزه یا رایانه اهریمنى برمى خیزند. تمام انسان هاى دیگر دربند توهمّات و خیال پردازى هایى هستند كه ماتریكس به دروغ به آن ها القا مى كند، مگر اینكه نیروهاى «زایان» آن ها را مانند نئو از بند تخیّلات برهانند. در آن زمان است كه این انسان هاى آزاد به جمع نیروهاى رزمنده «صهیون» مى پیوندند و علیه خباثت و فریب رایانه جهنمى وارد مبارزه مى شوند. دیگر انسان ها در این فیلم، در واقع، برده و اسیر اهریمن شریر ماتریكس اند و صورت انسانى دارند، فقط اهالى «صهیون» انسان هاى واقعى هستند كه مى اندیشد و مبارزه مى كنند و به هدف خود ایمان دارند و حقیقت را مى دانند. با نگاهى عمیق تر، درمى یابیم كه سه گانه گرایى را، كه برخى از تحلیلگران نمادى از مسیحیت گرفته اند، توسط پولس به مسیحیت راه یافته است. به ادعاى كتاب مقدّس، او عالمى دربارى و یهودى بود كه به مسیحى كُشى شهرت داشت و سپس از شكنجه مسیحیان توبه كرد و مؤمن مسیحى شد. امروزه «مسیحیت پولسى» قوى ترین تفكّر در مسیحیت است و پروتستان ها به شدت تحت تأثیر آموزه هاى پولس هستند، گرچه كاتولیك ها و ارتدوكس ها هم تأثیرات فراوانى از او گرفته اند.71 با كمى دقّت، مى یابیم كه نئو نه تنها نماد مسیح نیست، بلكه از لحاظ تلفظ هم به «مسیح جدید» یا «مسیح راستین» نزدیك تر است.72 به عقیده یهودیان، عیساى ناصرى(علیه السلام)كذّاب بود نعوذ باللّه و به خاطر همین گناه، (توسط رومیان با شیطنت هاى یهودیان) به صلیب كشیده شد و مسیح جدید و راستین در آخرالزمان طلوع مى كند و در سرزمین موعود در كنار كوه «صهیون» حكومت جهانى یهود را ایجاد مى نماید و غیریهودیان را خدمتگزار یهود خواهد كرد و بهشت زمینى را مى آفریند. با تأمّل در همزمانى نمایش پر سروصداى فیلم مزبور با جنگ عراق، كه در «خاورمیانه بزرگ» رخ داد، این تحلیل خود را به حقیقت نزدیك تر مى نماید.73 در نگاهى مدقّقانه به فیلم، مى یابیم كه «ناجى» (نئو) در این فیلم، نه تنها «عصمت» ندارد، بلكه دوستانى عیّاش هم دارد كه در سكانس هاى آغازین فیلم به دنبال او مى آیند و علاوه بر این، او در خفا یك دزد كامپیوترى (هكر) ورزیده است. این نوع نگاه به ناجى، كه اهمیت او را در نجات اهالى «زایان» مى دانند، نه عصمت و برگزیده خدا بودن، نگاهى قوم گرایانه است؛ چرا كه اصلا این ناجى برگزیده خدا نیست، بلكه انتخاب شده مورفیوس، از اهالى «زایان»، است. این ناجى اصلا جنبه الهى ندارد و نشانى از ایمان به خدا در او دیده نمى شود، بلكه ایمان به قدرت و توان خود، كه نگاهى اومانیستى و مادى انگارانه است، موجب موفقیت نئو در مأموریتش مى شود. یهودیان پیامبران بزرگى همچون حضرت داود و موسى(علیهما السلام) را هم داراى عصمت نمى دانند و گناهان زشتى در تورات و سایر متون مقدّس خود، به آن ها نسبت مى دهند كه قلم از بیان آن ها شرم دارد و صرفاً آن ها را قهرمان هاى قومى و ناجیان نژاد «صهیون» مى دانند و احترامى كه به آن ها مى گذارند احترامى مادى، اومانیستى و نژادپرستانه است. این نگاه در فیلم هاى ده فرمان (زندگى حضرت موسى(علیه السلام)) و انیمیشن پرنس مصر و داستان زندگى پیامبران (محصول آمریكا) به وضوح نمایان است. استاد مصباح بارها هشدار داده اند: اكنون تبلیغات زیادى علیه عصمت انبیا و ائمّه اطهار(علیهم السلام) حتى در كشور ما هم جریان دارند؛ چرا كه وقتى عصمت را از یك پیام آور الهى گرفتند، دیگر حرف هایش هیچ حجیّتى نخواهد داشت، در حالى كه براهین عقلى مقتضى عصمت است.74 نكته اى كه همیشه در فیلم هاى صهیونى ـ یهودى دیده مى شود. مظلوم جلوه دادن یهودیان یا ساكنان سرزمین مادرى (ارض موعود) مى باشد. در این اثر هم مظلومیت همراه با اعتماد به نفس و اقتدار، از مردم «زایان» و شوراى فرمان دهى و مبارزان آن به نمایش گذاشته شده است. در اینجا، بجاست به «ولایت پذیرى» كامل مورفیوس از شوراى رهبرى «زایان» توجه كنیم كه در فیلم بیگانه اى (غریبه اى) در میان ما (محصول آمریكا) كاملا مشهود است و نشان مى دهد كه یكى از رازهاى پیروزى صهیونیستى در عرصه هاى مادى، ولایت پذیرى مطلق و فرمان بردارى زیردستان از رهبران مى باشد. همین مطلب در كتاب اسرائیل پس از سال 2000، نوشته یك ژنرال اسرائیلى كاملا مشخص است، در آنجا كه ژنرال افرایم سینه نظریات كارشناسانه خود در امور استراتژیك و ژئودكترین هاى خود را مى گوید، ولى تصمیم گیرى نهایى را به رهبر كشور حواله مى دهد.75 مهم تر از همه این ها اهالى شهر«صهیون»حقیقتاً درحال مبارزه براى نجات كره زمین هستند و فیلم بر این مطلب هم صحّه مى گذارد و بقیه جاها(غیر از شهر زایان) پر از تاریكى وسیاهى وتحت نفوذ اهریمن دروغگوست و نئو در نهایت، قربانى مى شود تا سرزمین آرمانى«زایان» باقى بماند و از شرّ ماتریكس درامان باشد. ماتریكس و فلسفه هاى مادّى نكته بسیار مهمى كه نباید از نظر دور نگه داشته شود، این است كه انواع و اقسام تفكرات مادى هم در این فیلم تبیلغ و تأیید مى شوند كه خود فصل مهمى در اقدامات صهیونیسم بین الملل براى گسترش سلطه بر جهان به روى ما مى گشایند.76 برخى از گرایش ها و فلسفه هاى مادى زمینه فیلم بدین شرح مى باشند: الف. دئیسم (خداى بازنشسته یا طبیعت خودكار) در این فیلم، انسان هوشمند دستگاهى را خلق كرده، كه با درایت و انتظام قدرت هاى درونى خویش، خالق خود را به كنارى نهاده و حتى او را برده خود كرده است و با عقل «لوگوسى» و درونى، خود را حفظ و حراست مى كند. توضیح اینكه در بین فلاسفه باستان، دو نوع عقل مطرح بود: «نوس» و «لوگوس»؛ اوّلى بیرون از نظام و معادل «عقل مستقل» است و دومى را بیشتر معادل «عقل درون سیستمى» و «قانون درونى» ترجمه مى كنند. البته در تفكرات توراتى هم شاهدیم كه خدا ضعف هاى زیادى دارد و از آفریده هاى خود هم مى ترسد.77آگوست كنت مى گوید: «در مكتب دئیسم، خدا خالق بوده، ولى به دلیل كوتاهى دست او از هرگونه تصرف و اعمال نظر، بایسته سِمَت پروردگار نیست.»78 در قرون اخیر هم در برخى فلسفه هاى انحرافى دین، خدا را مثل فردى تصور كرده اند كه جهان را همچون ساعتى كوك كرده و به كنارى رفته؛ به اصطلاح بازنشسته شده است، در حالى كه اینان به برهان متین و مستحكم «فقر ذاتى» ملّاصدرا و «واجب و امكان» ابن سینا و سایر براهین «نیاز بشر به نبى و خداى رهنما» توجه ندارند. اگر ما خدا را واجب و منشأ هستى بخش همه چیز بدانیم كه با رفتن او همه چیز فوراً نابود مى شود، خالقى كه هم مواد خلق را درست كرده است و هم نمى تواند مخلوقش را رها كند یعنى اگر رها كند مخلوق عدم مى شود؛ چون خدا او را از نیستى به هستى آورده است این ذهنیت به وجود نمى آید. در واقع، برخى خدا را فقط ناظم مى دانند، نه خالق، در حالى كه اگر او را فقط ناظم هم بدانیم در نظام عظیم خلقت، ناظم هم نمى تواند ساعت را كوك كند و دنبال كار خود، برود؛ كوك ساعت پس از مدتى تمام مى شود. مگر یك رئیس جمهور مى تواند مملكت خود را با قانون هایش رها كند و كنارى برود؟ ناظم مجرى اگر كنار برود بى نظمى و هرج و مرج پدید مى آید.79 ب. اومانیسم (خدا انسان انگارى / انسان محورى) در این اثر، انسان خالق و سازنده ماتریكس است و تقریباً هیچ صحبتى از خدا نمى شود، تمام گفتوگوهاى شخصیت ها هم بر اساس «باور به خود» و «ایمان به قابلیت هاى خود» است و حتى منجى را هم خود انسان ها برمى گزینند. این نوع پیشبرد داستان برگرفته از جسم انگارى خدا80 و تشابه خدا با انسان81 در تورات است كه در فرهنگ غرب، تأثیر فراوانى داشته است. در همین نگاه توراتى است كه خدا از قدرت گرفتن انسان ها (مخلوقات خود) مى ترسد82 و در مقابل مصنوع خویش یعنى حضرت یعقوب(علیه السلام) مغلوب مى شود؛83 دقیقاً مثل انسان در فیلم ماتریكس كه تحت سیطره فناورى دست ساز خود قرار گرفته است. با این تفكرات ضعیف، خدا از واجب الوجود بودن مى افتد و از نظر عقلى، خداى ناقص خدا نیست، بلكه خود موجود ممكن است كه واجبى دیگر باید او را آفریده باشد؛ قبول این خدا در واقع، ماتریالیسم و بى خدایى است. این ضعفى بزرگ براى آن هاست كه تورات و انجیل مُحرَّف موجود را قبول دارند.84 در بسیارى از قسمت هاى فیلم، بشر با تكیه بر عقل معیشت اندیش و ابزارى خویش85 و زور بازو و اسلحه، كه نتایج علوم ساینتسیتى86 و تجربى هستند، به مقابله با شر برمى خیزد و پیروز میدان است و هیچ خبرى از خدا و امدادهاى الهى نیست. ج. سكولاریسم (عرفان هاى اومانیستى) به تصریح بسیارى از منتقدان، آنچه بر سر تاسر فیلم حاكم است نوعى عرفان بودایى هندویى ممزوج با مبانى اومانیستى است. خود برادران واچوفسكى هم در مصاحبه هایشان به تأثیرپذیرى از بودیسم و هندوئیسم تصریح كرده اند.87صحنه هاى فراوان هنرهاى رزمى برگرفته از عرفان هاى ناقص شرقى مؤیّد این مطلب هستند. عرفانِ تبلیغ شده در فیلم از فضاى عرفان الهى حماسى دینى، بخصوص شیعى، بسیار دور است88 و در سطح بسیار نازلى و در جهت رسیدن به اهداف عملى و پراگماتیستى به كار رفته است. این عرفانِ سكولار هیچ گاه رنگ معنویت خدامحور و ظلم ستیز ندارد، عین جهالت و گم راهى است. عرفان، اوج قله شناخت و علم به حقیقت هستى است، نه قوم گرایى متعصّبانه صهیونیستى (مبارزه براى نجات اهالى «صهیون»). بسیارى از محصولات دیگر «هالیوود» و سینماى دیگر كشورها را هم مى توان در جهت بسط عرفان هاى منحرف و سكولار تفسیر و تحلیل كرد. اگر عرفان هاى هندى و چینى، الهى و حماسى بودند، هیچ گاه اسرائیل روابط نزدیكى با هند نداشت و چین تسلیم خواسته هاى ناحق آمریكا نمى شد و با صهیونیسم جنایت كار دست دوستى نمى داد.89 د. پراگماتیسم (عمل گرایى) مكتب «پراگماتیسم» در آمریكا متولد شد و رشد یافت و اكنون هم از آنجا ترویج مى شود.90 این مكتب همه چیز را زمانى واقعى و داراى وجود و یا مفید مى داند كه نتیجه اى عملى و عینى در زندگى مادى داشته باشد. این مكتب بسیار تحت تأثیر حس گرایى است و دامنه خود را تا معرفت شناسى هم كشانده است. ویلیام جیمز، مهم ترین شخصیت این مكتب، در كتاب پراگماتیسم خود مى نویسد: «پراگماتیسم خواستار حفظ همه چیز است؛ هم خواستار پیروى از منطق، هم حواس و هم به حساب آوردن متواضعانه ترین تجارب شخصى و عرفانى، به شرط اینكه نتیجه اى عملى داشته باشند.»91 در فیلم ماتریكس مى بینیم زمانى انسان مى تواند عملى قوى داشته باشد و اصلا زمانى مى تواند وجود حقیقى داشته باشد كه اراده كند و بپذیرد كه مى تواند به سمت عمل پیش رود. تفاوت اساسى جهان حقیقى نسبت به جهان مجازى این است كه مورفیوس و یارانش در آن آزادانه مى اندیشند و عمل مى كنند و جهان حقیقى همان جهان فردیت و عمل است. حتى ترینیتى تا زمانى كه نیاز عملى به اظهار عشق خود به نئو پیدا نكند، آن را ابراز نمى كند. نئو هم زمانى تبدیل به قهرمانى شكست ناپذیر شبیه سوپر من مى شود كه اراده و توانایى هاى خود را باور كند و طبق خواست خود عمل نماید. جهان حقیقى فیلم، آرمان شهر اندیشه گران پراگماتیست است. در این آرمان شهر، آدمى فارغ از هر بند و قانون وضعى و اعتبارى، براى خود تصمیم مى گیرد، براى خود اخلاق و آرمان مى سازد و عمل مى كند. جمله اى كه بارها در فیلم تكرار مى شود این است: «من نیومدم بگم چطورى تموم مى شه، اومدم بگم چطورى شروع مى شه.» واضح است كه پراگماتیسم معرفتى شدیداً نسبى گرا و داراى نتایج شكّاكانه است.92 هـ . حس گرایى، آمپریسم و پوزیتویسم از مكاتب دیگرى كه به راحتى در زمینه فیلم قابل مشاهده است، «حس گروى» است.93 جالب آنكه در این خیال پردازى هالیوودى، ناجى (نئو) از میان متخصصان و تكنسین هاى رایانه برگزیده مى شود، نه از میان نظریه پردازان و فلاسفه و نخبگان فكرى. این خود تضعیف عقل و اندیشه و تقویت كار عملى و مشهود و تجربى و تكنولوژیك است. در فیلم، نئو و سایر مبارزان با تكیه بر سلاح هاى پشرفته مصنوع بشر و رمزهاى كامپیوترى، ورود به ماتریكس و نرم افزارهاى آموزشى و سفینه هاى متعدد بسیار پیشرفته (!) و به كمك سایر ابزار مادى، به مبارزه با دشمن برمى خیزند و خبرى ازنقش متافیزیك الهى و عقل حكمت بار و دینى و باور به خدا نیست. و. جبرگرایى و تقدیرگرایى در این اسطوره علمى تخیّلى، انسان هاى درون ماتریكس، كه اسیر فناورى شده اند، مجبورند همان گونه كه ماتریكس به ذهنشان القا مى كند بیندیشند و راه بروند و تعامل كنند و هیچ اراده اى ندارند كه بر خلاف آن عمل كنند، مگر درصد اندكى مثل نئو كه با كمك اهالى «زایان» و با تقدیر و برنامه قبلى انسانى نجات یافتند تا ناجى باشند. همچنان این انگاره كه شاید تحت نظر و سیطره یك سوپرماتریكس دیگر باشیم، مخاطب را در جبرگرایى مضاعف فرو مى برد. توضیح اینكه یهودیان به شدت قایل به تقدیرگرایى هستند و حتى در توجیه جنایات خود در فلسطین، مى گویند: چون تقدیر است ما به سرزمین مادرى موعود خویش بازگردیم و خداى قومى ما (یهوه) چنین خواسته است، فلسطینى ها را مى كشیم و آواره مى كنیم تا به تقدیر خود برسیم. در بسیارى از دیگر آثار «هالیوود»، این تقدیرگرایى خودنمایى مى كند؛ چرا كه با جبرگرایى استثمارها و تنبلى ها را مى توان توجیه كرد و بسیارى از قدرت هاى فرعونى و اموى با ترویج تقدیرگرایى و جبراندیشى در راه استعمار توده ها و سپس به خدمت گرفتن آن ها قدم برداشته اند،94 در حالى كه واضح است انسان اراده و تفكر مستقل دارد و حتى در سخت ترین شرایط، خودش تصمیم مى گیرد و چه بسیار افرادى كه در محیط هایى بد، خوب شده اند یا به عكس.95 ز. وابستگى به فناورى مصنوع غرب وابستگى انسان معاصر به فناورى موجود، در این فیلم كاملا مشهود است. این فیلم علاوه بر نقد فضاى فناورى زده معاصر، وابستگى قطعى بشر به ابزار ساخته شده تمدن غرب را هم به رسمیت مى شناسد. مورفیوس و یارانش با كامپیوتر و نرم افزارها هنرهاى رزمى و روش مبارزه و نفوذ به ماتریكس را فرا مى گیرند و مردم «زایان» هم براى تأمین انژرى به فناورى نیاز دارند. بدون تلفن و رایانه نمى توان با یكدیگر ارتباط برقرار كرد و اصلا خط تلفن دالانى براى عبور از ماتریكس به فضاى خارج از آن تصویر مى شود. این فیلم برخى انسان ها را اسیر و دربند فناورى ماتریكس نمایش مى دهد، ولى متأسفانه راهكار برون رفت از این معضل را هم مادى و اشتباه تعریف مى كند و زندگى بدون ماشین را محال مى داند. روشن است كه مبانى فلسفى و نظرى فناورى موجود مادى و اومانیستى اند و براى اصلاح وضع اسف بار موجود و رهایى از ضایعات فناورى ماده گراى امروز، باید مبانى آن و روش هاى استفاده و ساخت ابزارهاى فناورانه عوض شوند؛ یعنى باید نظام فناورانه بشر اصلاح و تغییر یابد و این مهم فقط با تكیه بر قدرت لایزال الهى ممكن است. نمى توان از اشتباه فرار كرد و به اشتباهى با همان مبنا پناه برد، باید مبناى بشر خدا شود، وگرنه باز هم ضایعات فناورى هرچه بیشتر او را فراخواهد گرفت.96 اینكه راه حل هاى فیلم بسیار ضعیف هستند و یا در بسیارى مواقع، با نقدى مبهم بر زندگى سیاه و تاریك امروز بشر همراهند، مشكل ساختارى در غرب پسامدرن امروز است كه چون از حقیقت، كه معرفت اللّه است، دور مى باشد، نتوانسته است به عقلانیتى محكم برسد، و تا وقتى به سمت خدا نرود، هیچ گاه نخواهد توانست مشكلات خود را حل كند. امروزه اندیشمندانى همچون احمد رامى و رنه گنون و پروفسور روژه گارودى و پروفسور حامد الگار با دریافت این مهم، به سمت اسلام آمده اند و خود از مروّجان آن در غرب شده اند.97 هشدارها و بایدها 1. سینما امروزه به عنوان یكى از ابزارهاى چشمگیر در توسعه تمدن مادى درآمده است. سینما به دلیل جذابیت هاى ظاهرى و فریبنده فراوان و كاركردهاى عینى و مؤثر آن، مورد توجه عوام و خواص قرار گرفته است. برخى غرق شكوه مادى آن شده اند، كه اكثریت مردم جهان را تشكیل مى دهند، و عده قلیلى متأمّلانه با آن برخورد مى كنند. قطعاً در راه شناخت جهان پیرامونى و شرایط و اقتضائات زمانى و مكانى و اجتهادات علمى در هر رشته اى، توجه به وضعیت سینما و فرمانروایان این عرصه مى تواند راهگشا باشد. 2. زمینه هاى فلسفى و فكرى و مبادى مادى یا ماوراءالطبیعى رسانه ها، بخصوص سینما، را در هنگام استفاده از این ابزار باید مدّنظر داشته باشیم، وگرنه اسیر و برده اقتضائات آن خواهیم شد.98 علاوه بر این، باید حاكمان عرصه هاى استفاده و سوءاستفاده از سینم یعنى صهیونیست ها و قدرتمندان مستكبر جهان را هم مدّنظر داشته باشیم و توطئه هاى آن ها در عرصه سینما و هنر و فیلم سازى را همواره متوجه باشیم و به سمت شناخت پیچیدگى هاى آن حركت كنیم، وگرنه زرق و برق ها و جوّ مرعوب ما را هم تحت تأثیر قرار خواهند داد. 3. شناساندن این رسانه فراگیر و ماهیت آن به جامعه و نیز معرفى فنون «نبرد سایبرنتیك»99 و «عملیات روانى» آن سهم بسزایى در بیدارى جامعه و رهایى آن از بند اسارت هاى مادى و بردگى نوین فرهنگى دارد. 4. همان گونه كه اسلام عزیز از ما خواسته است و عقل حكم مى كند و رهبر فرزانه انقلاب نیز تأكید كرده اند، ما هم باید به سمتى حركت كنیم كه فلسفه و جهان بینى مستحكم خود را در ساحات گوناگون زندگى بشر و در بین همه قشرهاى مردم گسترش دهیم. ما باید با استفاده مشروع و بجا از قالب هاى لطیف و مؤثر هنرى، فلسفه هاى چیستى و چرایى و چگونگى100 خود را معرفى و تبلیغ كنیم و اندیشه خود را به سمت كارایى بیشتر سوق دهیم. غربى هاى دنیاپرست در فیلم ها، كارتون ها، رمان ها و تابلوهاى هنرى، مادى گرایى را به خورد كودك و نوجوان و بزرگ سال همه كشورهاى دنیا مى دهند و با زمینه سازى، جوامع را با هدایت علوم اومانیستى و تجربى به سمت ماتریالیسم و سكولاریسم به پیش مى برند، اگر ما به این سمت حركت نكنیم، قطعاً وضعمان روز به روز بدتر از قبل مى شود و سلطه طاغوت گسترش مى یابد؛ همان گونه كه متأسفانه در سال هاى اخیر، بسیارى از مجلات سینمایى و بازیگران و كارگردانان معروف ما و حتى بعضى جشنواره هاى سینمایى ایران با حمایت شركت هاى چندملّیتى، كه اكثراً صهیونیست هستند، فعالیت مى كنند و اصطلاحاً شركت ها «اسپنسر فرهنگى» شده اند و قطعاً آن شركت ها به دنبال اهداف خود هستند.101 5. همان گونه كه اشاره شد، براى ساخت این فیلم هزینه هاى نجومى و تلاش ها و تخصص هاى گوناگون به كار گرفته شده و جایزه هاى فنى بسیارى از جشنواره هاى جهانى برده است.102 گرچه این جایزه ها خود براى تبلیغ فیلم به آن داده شد و بسیارى از جشنواره هاى جهانى بدون شك صهیونیستى هستند،103 ولى تأكید بر جوایز در بخش فنى فیلم است. این نشان مى دهد كه گرچه محتواى فیلم سوفیسم و صهیونیسم بود، ولى تلاش وافرى در زدن حرف باطل خود داشته اند. ما هم اگر بخواهیم جهانى شویم و ظهور امام حق را به جلو اندازیم، باید بیش از این تلاش كنیم؛ با سستى كار حق پیش نمى رود. 6. نقش نمادها و اسطوره ها و اعدادى مثل 5، 506، 303، 3، 101، 23، 0 و 1 در فیلم ماتریكس قابل توجه است. از این رو، برماست كه با ذكاوت و هوشمندى و زیركى، به مطالعه و تأمّل بپردازیم و فیلم ها را فقط منتقدانه ببینیم، نه از روى جهل و سادگى.براى نوشتن این فیلم، پنج سال تلاش شده و بارها دقیق ترین گفتوگوها و صحنه هاى آن تغییر كرده است. رنگ هاى آبى، قرمز و سیاه، نماد پرواز، حشره ردیاب، خط تلفن، اعداد خاص و گفتوگوها در این فیلم هر كدام منظور خاص خود را دارند104 كه مجال بررسى همه آن ها نیست، ولى برماست حال كه در معرض امواج خطرناك هستیم، با مطالعه و دقت، فیلم ها و مطبوعات را ملاحظه كنیم و كمى هم به پشت صحنه مطالب ظاهرى توجه نماییم. ظاهرگرایى عاقبتى جز پشیمانى ندارد، و پشیمانى بى فایده است. 7. متأسفانه در بیشتر نقدهاى فراوانى كه بر این فیلم وارد شده اند، تبلیغ همان اهداف فیلم موردنظر بوده است. مقالات فارسى و عربى درباره فیلم غالباً ترجمه هایى از حرف هاى مبلّغان غیرمستقیم و فیلسوف نمایان انگلیسى زبان هستند. برخى نقدهاى تألیفى به فارسى هم غربگرایانه و همراه با خودباختگى مشمئزكننده در برابر غرب و بافته هاى فلسفى آن هستند. براى نقد قابل قبول، بلد بودن چند واژه سینمایى و تكرار آن دردى دوا نمى كند، بلكه گاهى نشان از بى سوادى و عدم دقت نویسنده دارد. اكنون زمان كار و تلاش است، باید هویّت خود و حقیقت مسائل را درك كرد. پى نوشت ها و منابع 1ـ «ماتریس / ماتریكس» (Matrix) جدولى از اعداد است كه در ریاضیات به وسیله آن معادلات بسیار پیچیده و مسائل مشكل را به راحتى حل مى كنند. ماتریس تأثیر بسزایى در رشد ریاضیات جدید و در نتیجه، فناورى و توسعه مادى بشر داشته است. از این رو، مى توان آن را به عنوان نماد علم مدرنیته یا تكنولوژى جدید یا انبوهى از اعداد و معادلات دانست. شاید دلیل اینكه در این فیلم، این نام بر یك دستگاه رایانه اى خبیث گذاشته شده، خود نوعى نقد دوران مدرنیته و تكنولوژى هایش باشد. 2ـ هزینه قسمت اول فیلم قریب 60 تا 80 میلیون دلار اعلام شد. بودجه قسمت دوم (رستاخیز ماتریكس) و سوم (انقلاب هاى ماتریكس) رسماً 300 میلیون دلار اعلام گردید، ولى به عقیده برخى از منتقدان، بودجه قسمت دوم و سوم تا قریب 450 میلیون دلار هم رسیده است. البته اگر هزینه صدمیلیون دلارى تبلیغات را اضافه كنیم، باز این عدد بیشتر خواهد شد. (ر.ك: مجله دنیاى تصویر، ش 118، «مرداد 82»، ص 81، 83 و 84.) 3ـ نام فیلم ماتریكس با تكنیك «زمان بندى حركت گلوله» (bullet time) عجین شده است. در این تكنیك، كه براى اولین بار بدین صورت در فیلمى به كار رفت، از 122 دوربین عكاسى و چندین دوربین فیلم بردارى روى یك ریل مدوّر استفاده شد. این دوربین ها پشت سر هم از صحنه عكس مى گیرند و كلّ سكانس به وسیله عكس هایى به واسطه فرایند Morphing به هم وصل مى شوند تا مثل فیلم بردارى بلا انقطاع به نظر برسند. (براى مطالعه بیشتر، ر.ك: دنیاى تصویر، ش 118، ص 81 / همان، ش 125 «دى ماه 82»، ص 62 / «زندگى در دنیاى شبكه؛ نگاهى به مراحل تولید فیلم و خلق جلوه هاى ویژه سه گانه ماتریكس»، كتاب سال ماهنامه سینمایى فیلم، ضمیمه ش 312، «بهمن 1382»، ص 240.) جلوه هاى ویژه این فیلم زیر نظر جان گیتا، كه در سال 2000 برنده جایزه اُسكار بهترین جلوه هاى ویژه به خاطر فیلم ماتریكس شد، ساخته شده اند. قریب 2500 جلوه ویژه در دو قسمت 2 و 3 فیلم به كار رفته اند. این كار هزینه و هنر زیادى را به خود اختصاص داده است. صحنه توقّف گلوله هاى شلیك شده در هوا و صحنه تعقیب و گریز در بزرگراه كه 300 اتومبیل شركت جنرال موتورز را به نابودى مى كشاند و هفت هفته فیلم بردارى شد و صحنه جنگ نئو با اسمیت هاى بى شمار، كه به Burly Brawlشهرت یافت، از صحنه هاى ممتاز این سه گانه به حساب مى آیند. 4ـ این فیلم موفق شد در سال 2000 م چهار اُسكار به خود اختصاص دهد: تدوین، جلوه هاى ویژه، طرّاحى صدا، و صداگذارى. این نشان مى دهد كه نوآورى هاى فنى و جلوه هاى ویژه آن قابلیت بالایى داشته اند و زحمت زیادى در خلق آن ها كشیده شده است. (مجله سروش جوان، سال دهم، ش 14، «شهریور 1380»، ص 57.) 5ـ براى اثبات این مطلب، شواهد زیادى موجودند كه در كتاب ها و مقالات متعددى بیان شده اند؛ از جمله: نفوذ صهیونیسم بر رسانه هاى خبرى و سازمان هاى بین المللى، اثر فؤاد بن سید عبدالرحمن الرفاعى، ترجمه حسین سروقامت، نشر كیهان، 1377 / قدرت یهودى، نوشته جاناتان جى. گلدبرگ، امریكا، 1996، (كه خود یهودى است و اكنون سردبیر هفته نامه WeeklyForward امریكا مى باشد. / پژوهه صهیونیّت، به كوشش محمد احمدى، نشر مركز مطالعات فلسطین، 1381 / «بنیان هاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود» از عبدالله شهبازى، ص 473 / آمریكا بدون نقاب، سیدهاشم میرلوحى، نشر كیهان، 1380 / نفوذ صهیونیسم در مطبوعات، میرابوالفتح دعوتى، نشر ایّام، 1379، قم / مبانى فراماسونرى (یهود و فراماسونرى)، نوشته گروه تحقیقات علمى (تركیه)، ترجمه جعفر سعیدى، چ دوم، تهران، نشر مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1376 / سازمان هاى یهودیان آمریكا، نوشته لى اوبرین، ترجمه على ناصرى، چ دوم، مؤسسه تحقیقاتى و انتشاراتى نور، 1375 / كنترل فرهنگ (نقش بنیادهاى كارنگى، فورد و راكفلر در سیاست خارجى آمریكا)، اثر ادوارد برمن، ترجمه حمید الیاسى، چ سوم، تهران، نشر نى، 1373 / «نگاهى به لابى صهیونیستى در آمریكا» نوشته مارك وبر (مدیر مؤسسه بازنگرى تاریخى)، روزنامه رسالت، ش 5302، خرداد 83، ص 8، به نقل از سایت IHR.org/ «چالش با تبلیغات صهیونیسم از كانون آن در آمریكا»، نوشته صلاح الدین حافظ مصرى، روزنامه سیاست روز، ش 696، «8 مهر 82»، ص 6؛ ش 700، «13 مهر»، 1382، ص 6 / «اهریمن صهیونیسم در بازار مكاره كن»، روزنامه كیهان، 22 اردیبهشت 1380، ص 12 / «جایزه ویژه جشنواره برلین براى یك فیلم صهیونیستى»، روزنامه كیهان، 16 خرداد 1380، ص 12 / «ستاره اسكار، صنعت یهودى»، روزنامه كیهان، 13مرداد 1380، ص 12 / «سینما و صهیونیسم و هالیوود»، سایت علمى پژوهشى یهود (Yahood.net) / متن فیلم مستند هالیوودیسم، یهودیان، سینما و رؤیاى آمریكایى، نویسنده و كارگردان: سینكلر جاكوبویچ، محصول 1997 آمریكا، بر اساس كتاب امپراتورى خودشان: چگونه یهودیان هالیوود در اختراع كردند، نوشته نیل گوبلر، نشر جهاد دانشگاهى، واحد الزاهرا (س).) 6ـ ماتریكس (1) كه در 31 مارس 1991 در آمریكا روى پرده رفت، 171 میلیون دلار در آمریكا و 456 میلیون دلار در دنیا فروش داشت. قریب 325 میلیون دلار هم نوارهاى VHSو DVD این فیلم به فروش رسیده اند. (ر.ك: مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 81.) ماتریكس (2) فقط در چهار روز اول نمایش خود، 135 میلیون دلار در آمریكا فروش داشت و در فرانسه 7/1 میلیون نفر در عرض 3 روز اول به دیدن آن رفتند. (ر.ك: دنیاى تصویر، ش 118، ص 84.) البته هنوز هم فروش نسخه هاى ویدئویى DVD و اینترنتى آن و همچنین ویدئوگیم و انیماتریكس ها ادامه دارد. 7ـ از «فلسفه» قریب 20 تعریف ارائه شده است. در اینجا، منظور «اندیشه هاى كلى حاكم بر مبانى و اصول علوم دیگر، كه روشى تعقّلى بر آن ها حاكم است» مى باشد كه شامل انواع تفكرات فلسفى باستان و نوین مى شود؛ همچون شك گرایى، سوفیسم، جزم گرایى، نوافلاطونى، اومانیسم، اگزیستانسیالیسم، فلسفه اسلامى و پست مدرنیسم با انواع نحله هایش. 8ـ محمدتقى مصباح، آموزش فلسفه، چ دوم، سازمان تبلیغات اسلامى، 1379، ج 1، ص 119، (درس نهم)، و ص 88، (درس ششم). 9ـ جاناتان رامنى، «ماتریكسولوژى پارانویایى؛ تحلیلى بر رستاخیز ماتریكس برادران واچوفسكى و فیلم انیمیشن «انیماتریكس»، مجله دنیاى تصویر، ش 118، ص 75 و 76. 10ـ محمدتقى مصباح،پیشین، ج1، ص225،درس شانزدهم/ فاطمه زیباكلام، سیر اندیشه فلسفى درغرب، تهران،دانشگاه تهران، 1378، فصل 17/ر.ك: فلسفه تحلیلى و حلقه دین، ص 287 و 291. 11ـ در این فیلم فردى كه در پى قدرت است از سیاره اى به سیارات شبیه سیاره خود مى رود و همزادان خود را به قتل مى رساند. پلیس بین سیاره اى به دنبال اوست و هر بار كه او را دستگیر مى كند، او موفق به فرار مى شود. استدلال او این است كه جهان هاى موازى وجود ندارند و من در خیال خود همزادان خود را مى كشم. پس از اینكه او قریب 144 همزاد خود را مى كشد و با كشتن آن ها، نیروى آن ها به درون او منتقل مى شوند، سعى مى كند آخرین همزاد خود را هم بكشد تا برترین قدرت جهان شود، ولى پلیس بین كهكشانى او را دستگیر مى كند و به سیاره تبعیدگاه منتقل مى نماید تا به هیچ وجه نتواند از آنجا فرار كند؛ یعنى در نهایت، در فیلم، وجود «جهان هاى موازى یا مجازى» ثابت مى شود، در حالى كه حقیقتاً وجود چنین چیزى اثبات نشده است. (این فیلم در نوروز 1383 از تلویزیون پخش شد.) 12ـ در این فیلم، كه نمادها و اسطوره هاى بى شمار یهودى صهیونیستى خودنمایى مى كنند، نماد قدرت، اسكلت سر یك اژدهاى پرنده است. اژدها غالباً نماد یك قدرت زمینى و مادى است، به خلاف پرنده قدرتمند كه گاهى نماد قدرت آسمانى است كه انسان هاى خوب (نماد كارگزاران یهود) و وحشى ها (انسان هاى زشت و بدتركیبى كه صلیب هایى به دست دارند و عزادارى هایى شبیه مسیحیان و مسلمانان دارند) بر سر به دست آوردن آن رقابت مى كنند. انسان هاى خوب در این فیلم، براى نجات سرزمین موعود و بهشت زمینى خود، فداكارى فراوان مى كنند و با كمك گرفتن از نمادهاى تمدن یونان و مصر باستان در نهایت، وحشى ها را شكست مى دهند. در این فیلم، از «مادر» خوبى كه حتى پس از مرگش هم دختران و شوهر خود را رها نمى كرد و یاورِ خوبانِ داستان است، بسیار یاد مى شود. مادر، یادآور سرزمین مادرى و بخصوص یادآور دختران لابان، (لیه و رامیل)، مى باشد كه بنا به ادعاهاى سفر پیدایش، باب 29، بندهاى 15 تا 35 و باب 30 تمام 12 فرزند حضرت یعقوب(علیه السلام)از این دو زن و كنیزان آن ها مى باشد. استاد مهدى طائب نیز اشاره مى كند: هر مجموعه اى را كه از یك مادر بودند، یك «كلان» نام گذارى كردند و مادر در نژاد عبرانى بسیار مورد اهمیت است. (ر.ك: دشمن شناسى، جلسه اول، 16 دى 1382، قم، مؤسسه حدیث لوح و قلم) استاد شمس الدین رحمانى نیز اشاره دارد كه در فیلم هاى هالیوودى و یهودى هر جا به «مادر» برخوردید، غالباً منظور بازگشت به سرزمین مادرى وارض موعود بنى اسرائیل (فلسطین) مى باشد. (ر.ك: یهود و هنر (2)، سخنرانى، 9 تیر 1382 / قاموس كتاب مقدس، ترجمه و تألیف مستر هاكس، تهران، اساطیر، 1377، كلمات «مادر»، «رامیل» و «لیه».) 13ـ در فیلم محاصره، قریب دو سال قبل از واقعه 11 سپتامبر نیویورك، دقیقاً مشابه فروریختن برج هاى دوقلوى ساختمان تجارت جهانى، شاهد فرو ریختن برج بلندى هستیم كه چند مسلمان مسبّب این واقعه هستند. در این فیلم، با نشان دادن صحنه هاى وضو گرفتن و غسل شهادت و اذان و همراه كردن این موارد با موسیقى وحشت و هراس بار روانى منفى فیلم علیه اسلام را افزایش داده اند. (ر.ك: CD نقد فیلم محاصره توسط دكتر حسن بلخارى در مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (ره) قم.) 14ـ عجاج نویهض، پروتكل هاى دانشوران صهیون، ترجمه حمیدرضا شیخى، مشهد، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1373، پروتكل دوم، ص 262 و 261. در سایر پروتكل ها و برنامه هاى عملى و سایر منابع یهودى و صهیونیستى و سخنرانى ها و نوشته هاى سران یهود این مطلب را مى توانیم پى گیرى كنیم. 15ـ میرابوالفتح دعوتى، نفوذ صهیونیسم در مطبوعات، قم، ایّام، 1376، ص 166. 16ـ محسن غرویان، «اهل حكمت در محضر زعیم حكیم حكومت»، روزنامه رسالت، 12 بهمن 1382، صفحه فرهنگى، ص 6. 17ـ در مباحث فلسفه تاریخ و فلسفه توسعه، به تفصیل، بحث نظریه هاى پیشرفت و توسعه مطرح شده و مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. نظریات پیشرفت تا هفت نظریه هم مى رسند. اجمالا در نظر مسلمانان، كه انسان را داراى روح و جسم مى دانند و روح را مسلّط بر جسم مى شمارند، صرف توسعه ابزارها و ابتهاجات مادى پیشرفت محسوب نمى شود و زمانى مى توان ابزارى را پیشرفته دانست كه در مسیر كمال و سعادت حقیقى بشر باشد. از این رو، نقدهایى بر فناورى موجود داریم. 18ـ «صهیون» نام كوه پرآفتاب و خشكى است در جنوب غرب بیت المقدس (اورشلیم). گاهى منظور از آن تمام شهر است و گاهى مناطق مرفّه نشین و دارالولایه بیت المقدس را گویند. در محل آن اختلاف است و برخى «اكرا» و بعضى «موریا» و گروهى «اوفل» را صهیون دانسته اند. در منابع یهودى و مسیحى با اسامى گوناگونى از آن یاد مى شود؛ از آن جمله اند: شهر برگزیده خداوند، ارض موعود، سرزمین مادرى، سرزمین موعود، شهر داود، شهر آسمانى، بازار علیا، شهر علیا، قلعه یبوسیان. این شهر براى یهودیان و مسیحیان و مسلمانان تقدّس خاصى دارد، ولى صهیونیست ها ظالمانه در حال اخراج مسلمانان و مسیحیان و تصاحب كامل آن هستند. (ر.ك: قاموس كتاب مقدس، ذیل كلمه «صهیون».) 19ـ «آرشیتكت» (Architect) در انگلیسى به معناى «معمار» مى باشد. ممكن است كنایتاً در فیلم به معناى طراح نرم افزارى ماتریكس باشد. 20ـ دكتر مجید شاه حسینى در فیلم مستند سینما؛ سرزمین موعود صهیونیسم معتقد است: این سفینه هاى نجاتبخش، بخصوص كشتى مورفیوس، نَسَب به كشتى حضرت نوح(علیه السلام)مى برند كه عده اى از پاكان در آن بودند و براى بسط خوبى ها در تلاشند. ولى در مقاله اى در مجله دنیاى تصویر ش 118، ص 82 به نام «همه آنچه را كه به تو خواهم گفت، درك نخواهى كرد! صد پرسش و پاسخ درباره رستاخیز ماتریكس» مى خوانیم: نام سفینه اى كه مورفیوس فرمان دهى مى كند «Nabuchodonosor» (نبوكد نصَّر یا بخت النصر) پادشاه ظالم بابل است كه بین سال هاى 605ـ562 قبل از میلاد مسیح حكومت مى كرد و با حمله به بیت المقدس آن را تخریب نمود و تعداد زیادى را كشت و تعدادى را مجبور به ترك وطن كرد. (براى مطالعه بیشتر، ر.ك: تورات، سفر «ارمیا»، باب 25، هفتاد سال اسارت) البته منتقدان بسیارى این حرف هاى كتاب مقدّس را مورد نقد جدّى قرار داده اند؛ از جمله استاد نجاح الطائى در كتاب مظلوم نمایى یهود، بیروت، 1382 ش. 21ـ عدد 6 براى شیطان پرستان معاصر عددى نمادین به شمار مى رود. همچنین عدد 666، كه مجموعه 3 تا 6 مى باشد. براى این ها مثلث و خود عدد 3 هم یك نماد گروهى محسوب مى شود. غالباً در بیشتر فرهنگ ها عدد 7 نماد تكامل و بى نقصى محسوب مى شود و از این رو، عدد 6، كه یكى از 7 كمتر است، نماد نقص و كمبود است و شیطان پرستان سیاه دل هم هرچه را نماد نقص باشد سمبلِ گروه خود قرار داده اند. باید متذكر شد كه «شیطان پرستى» یكى از فرقه هاى مجعول صهیونیسم بین الملل است كه در بسیارى از نمادها و عقاید با یهودیت و كتاب مقدّس هماهنگى دارد. در عمل هم وقتى عده اى از جوانان شیطان پرست مصر را دستگیر كردند، آن ها به داشتن رابطه سازمانى با سفارت اسرائیل در مصر و پول گرفتن از صهیونیست ها اعتراف كردند. قطعاً ریشه هاى فكرى پرستش شیطان همان شكّاكیت فلسفى و اخلاقى پوچ گرایى مى باشد كه توسط یهود و هالیوود صهیونیستى ترویج مى شود. قسمت هاى دوم و سوم فیلم طالع نحس، كه تبلیغ شیطان پرستى است، نیز با بودجه مستقیم اسرائیل ساخته شده اند. (براى مطالعه بیشتر، ر.ك: كتاب مقدّس، عهد جدید، سفر «مكاشفه» (رویدادهاى آخرالزمان)، بخصوص باب 20 و سایر كتاب هاى تورات و انجیل / سایت علمى پژوهشى یهود (Yahood.net)/ ر.ك: «سینما و صهیونیسم»، بخش نگاه خرافى به شیطان.)


بصیرت خودتان را بالا ببرید. مقام معظم رهبری



طبقه بندی: تحلیل فیلم،
برچسب ها: نقد فیلم، ماتریکس، شیطان پرستی، بصیرت، فراماسونری، فتنه یهود، سیاست، صهیون، ارض موعود، زایان، اومانیسم، بنی اسرائیل، هالیوود، ناجی،
[ شنبه 20 آذر 1389 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ رضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


----------------------------------------

در اینجا مشق بصیرت می کنم.
امید دارم به فضل خدا
قدم در این راه گذاشتن با من
به بصیرت واقعی رساندن با خدا
ان شا الله

----------------------------------------

میخوایم 4 کلام حرف حساب بزنیم
اون هم خودمونی...

----------------------------------------

همیشه برای رضای خدا کار کنید!
زیرا ممکن است شما با دروغی
واجبی را اجرا کنید...
ولی خدا راضی نباشد

----------------------------------------

این وبلاگ کاملا شخصی بوده
و به هیچ نهادی وابسته نمیباشد!!

----------------------------------------

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

Google

در این وبلاگ
در اینترنت
بک لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات